منشور اخلاق پژوهش
با یاری از خداوند سبحان و اعتقاد به این که عالم محضر خداست و همواره ناظر بر اعمال انسان و به منظور پاس داشت مقام بلند دانش و پژوهش و نظر به اهمیت
جایگاه دانشگاه در اعتلای فرهنگ و تمدن بشری، ما دانشجویان و اعضاء هیات علمی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی متعهد می گردیم اصول زیر را در انجام
فعالیت های پژوهشی مد نظر قرار داده و از آن تخطی نکینم:
1-اصل برائت: التزام به برائت جویی از هر گونه رفتار غیر حرفه ای و اعلام موضع نسبت به کسانی که حوزه علم و پژوهش را به مثائبه های غیر علمی می آلایند.
2-اصل رعایت انصاف و امانت: تعهد به اجتناب از هر گونه جانب داری غیر علمی و حفاظت از اموال، تجهیزات و منابع در اختیار.
3-اصل ترویج: تعهد به رواج دانش و اشاعه نتایج تحقیقات و انتقال آن به همکاران علمی و دانشجویان به غیر از مواردی که منع قانونی دارد.
4-اصل احترام: تعهد به رعایت حریم ها و حرمت ها در انجام تحقیقات و رعایت جانب نقد و خودداری از هر گونه حرمت شکنی.
5-اصل رعایت حقوق: التزام به رعایت کامل حقوق پژوهشگران و پژوهیدگان (انسان، حیوان و نبات) و سایر صاحبان حق.
6-اصل رازداری: تعهد به صیانت از اسرار و اطلاعات محرمانه افراد، سازمان ها و کشور و کلیه افراد و نهادهای مرتبط با تحقیق.
7-اصل حقیقت جویی: تلاش در راستای پی جویی حقیقت و وفاداری به آن و دوری از هر گونه پنهان سازی حقیقت.
8-اصل مالکیت مادی و معنوی: تعهد به رعایت کامل حقوق مادی و معنوی دانشگاه و کلیه همکاران پژوهش.
9-اصل منافع ملی: تعهد به رعایت مصالح ملی و در نظر داشتن پیشبرد و توسعه کشور در کلیه مراحل پژوهش.
دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مركزي
دانشكده هنر و معماری
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد (M.A.)
گرایش :نقاشی‌
عنوان:
بررسی رویکردهای نوین رسانه ای در اثار چهار تن از هنرمندان زن معاصر ایران
(رزیتا شرف جهان ، بیتا فیاضی ، ندا رضوی پور )
استاد راهنما:
جناب آقای دکتر محمد ضیمران
استاد مشاور:
جناب آقای دکتر محمد باقر ضیایی
پژوهشگر:
مینا جمالی
زمستان 92

تقدیم به مادرم که همواره مرا از روح و جان خود اغنا کرد ودر تمامی مراحل زندگی پشتیبان و مشوق اینجانب بوده و هست و خواهد بود و تقدیم به روح پدرم که یادش همیشه باعث افتخار و سربلندی خواهد بود و از هنر و ذوق هنرمندانه اش ما را بهره مند ساخت.
تشکری همراه با احترام و قدردانی دارم از استاد محترم و بزرگوار جناب آقای دکتر محمد ضیمران و استاد ارجمند و گرامی جناب آقای محمد باقر ضیایی که با صبر و بردباری راهنمایی و مشاوره ی اینجانب را پذیرفتند و اعتبار این رساله بطور گسترده ای مدیون راهنمایی ها و تجارب این اساتید می باشد.
تشکری دارم از صمیم دل از جناب آقای منوچهر کفایتی که الطاف پدرانه ی ایشان همواره شور زندگی و توانایی نگاه به زندگی به شیوه ای زیبا تر و سرشار از امید را برای اینجانب به ارمغان آورده است.
همچنین لازم است تشکر و قدردانی ای گرم از خواهر همواره همراه و پشتیبانم سرکار خانم دکتر مریم جمالی داشته باشم. شخصی که طی کردن مراحلی از زندگی ام بدون حمایت های ایشان و اطمینانی که ایشان مولدش بودند، میسر نبود و همواره روح تلاش و پیشرفت را در اینجانب تقویت کرده و مشوق هرگونه ارتقایی هستند.
لازم است تشکری همراه با گرما و صمیمیت خواهرانه به خواهر های بی بدیلم سرکار خانم مرجان جمالی و سرکار خانم میترا جمالی که معنای خواهر بودن را در حق اینجانب تمام کردند، داشته باشم. حمایتی که بدون آن قطعا انسانی که هم اکنون هستم نبودم.
همچنین از تمامی بزرگوارانی که در تهیه و ارائه ی این رساله به اینجانب یاری رسانده اند کمال سپاس گذاری را دارم.
تعهدنامه اصالت پایان نامه کارشناسی ارشد
اینجانب مینا جمالی دانش آموخته مقطع کارشناسی ارشد ناپیوسته به شماره دانشجوی 900781790 در رشته نقاشی که در تاریخ 26/11/92 از پایان نامه خود تحت عنوان:
بررسی رویکرد های نوین رسانه ای در آثار چهار تن از هنرمندان زن معاصر ایران( رزیتا شرف جهان ، بیتا فیاضی ، ندا رضوی پور ) دفاع نمودم.
بدینوسیله متعهد می شوم:
1- این پایان نامه حاصل تحقیق و پژوهش انجام شده توسط اینجانب بوده و در مواردی که از دستاوردهای علمی و پژوهشی دیگران (اعم از پایان نامه، کتاب، مقاله و …) استفاده نموده ام، مطابق ضوابط و رویه های موجود، نام منبع مورد استفاده و سایر مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2- این پایان نامه قبلا برای دریافت هیچ مدرک تحصیلی هم سطح، پایین تر یا بالاتر در سایر دانشگاهها و موسسات اموزش عالی ارائه نشده است.
3- چنانچه بعد از فراغت از تحصیل، قصد استفاده و هرگونه بهره برداری اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از این پایان نامه داشته باشم، از حوزه معاونت پژوهشی واحد مجوزهای مربوطه را اخذ نمایم.
4- چنانچه در هر مقطع زمانی خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشی از آن را بپذیرم و واحد دانشگاهی مجاز است با اینجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدارک تحصیلی ام هیچگونه ادعایی نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگی: مینا جمالی
تاریخ و امضا 26/11/92
بسمه تعالی
دانشگاه آزاد اسلامي ـ واحد تهران مرکزي
دانشکده هنر ومعماري
******************************************************************
(اين چکيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است)
نام واحد دانشگاهي : تهران مرکزی کد: 101کد شناسايي پايان نامه:10160111912025 عنوان پايان نامه:بررسی رویکردهای نوین رسانه ای در آثار چهار تن از هنرمندان زن معاصر ایران
(رزیتا شرف جهان ، بیتا فیاضی ، ندا رضوی پور) نام و نام خانوادگي دانشجو: مینا جمالی
شماره دانشجوئي: 900781790
رشته تحصیلی: نقاشیتاريخ شروع پايان نامه : 20/9/91
تاريخ اتمام پايان نامه : 26/11/92استاد راهنما: جناب آقای دکتر محمد ضیمران استاد مشاور: جناب آقای دکتر محمد باقر ضیاییآدرس: شیراز-بلوار پاسداران،خیابان شهید آقایی،کوچه 13،پلاک 373 شماره تلفن : 07118427817 چکيده: از نیمه دوم قرن بیستم که استفاده های غیر تجاری از رسانه های تصویری روبه افزایش گذاشت، هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی به کشف امکانات جدیدی رسیدند. از ابزار هایی برای بیان ایده های خود استفاده کردند که تا آن زمان مرسوم نبود اما به رغم گسترش تکنولوژی در حال فراگیر شدن و جایگزینی بود. این ابزارهای جدید که همان رسانه های نوین امروزی هستند و ابزاری کاملا مناسب بودند برای هنر های مفهومی که به تازگی در حال پا گرفتن بود عبارتند از: هنر ویدئو، هنر اجرا یا پرفرمنس، هنر چیدمان یا اینستالیشن، هنر زمینی یا لند آرت و… و گاه تلفیقی از این رسانه ها.
کم نیستند زنانی که در این عرصه درخشیدند و جایگاهی غنی تر برای این عرصه به وجود آوردند. در سرزمین ما ایران نیز شاهد هنرمندان زن معاصری هستیم که چه در زمینه ی ملی و چه بین المللی جای خود را یافته اند. شمار این عزیزان کم نیست اما در حجم این رساله تنها می توان به بررسی تنی چند از این هنرمندان پرداخت. سرکار خانم ها، رزیتا شرف جهان، ندا رضوی پور، بیتا فیاضی.
بررسی آثار این عزیزان مقایسه ای نبوده و به دنبال یافتن شخصی ارجح بر دیگران نیست. تنها با بررسی نوع برخورد این عزیزان با آفرینش آثارشان میتوان به نتایجی مفید و ارزنده دست یافت. این اطلاعات، چگونگی موضع گیری هنرمند زن ایرانی را در روند خلق اثر و همچنین ارتباطی که با رسانه های نوین برقرار کرده اند را مو شکافی می کند. نتایج به دست آمده از این تحقیق بیش از پیش ما را به گستردگی آزادی ای که رسانه های نوین در اختیار هنرمندان قرار می دهد، واقف می سازد
نظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است □ تاريخ و امضا
مناسب‌نيست□
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول : کلیات طرح
1-1 بیان مسئله…………………………………………………………………………………………..2
1-2 هدف های تحقیق ……………………………………………………………………………….3
1-3 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن…………………………………………..3
1-4 سوالات و فرضیه های تحقیق ……………………………………………………………..3
– سوالات تحقیق ……………………………………………………………………………..3
– فرصیه های تحقیق ………………………………………………………………………..4
1-5 مدل تحقیق ………………………………………………………………………………………4
1-6 واژه های کلیدی ………………………………………………………………………………5
1-7 روش تحقیق ……………………………………………………………………………………5
1-8 محدودیت ها و مشکلات تحقیق ……………………………………………………….5
فصل دوم : مطالعات نظری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………….7
2-1 تاریخچه آغاز به کار گیری رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری ………8
2-2 پایه گذاری اجرا……………………………………………………………………………….10
2-3 جنسیت و اجرای رسانه ای ……………………………………………………………….11
2-4 تعریف نوین رسانه ها…………………………………………………………………….14
2-5 تاریخچه رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری………………………………16
– هنر مفهومی ……………………………………………………………………………..17
– هنر جدید ……………………………………………………………………………….20
– هنر چیدمان……………………………………………………………………………..22
– هنر اجرا………………………………………………………………………………….28
– هنر ویدیویی …………………………………………………………………………..53
– هنرهای چند رسانه ای………………………………………………………………61
– هنر اینترنتی……………………………………………………………………………..63
2-6 چگونگی تاثیر هنرهای رسانه ای بر نقش مخاطب……………………………65
– رسانه های جدید و آینده ی مخاطب رسانه ای…………………………..67
– پایان مخاطب………………………………………………………………………….68
2-7 پیشینه تحقیق …………………………………………………………………………….71
فصل سوم : روش شناسایی تحقیق ………………………………………72
مقدمه……………………………………………………………………………………………….73
3-1 روش تحقیق………………………………………………………………………………74
3-2 زندگینامه ها
– رزیتا شرف جهان ……………………………………………………………………..74
– ندا رضوی پور………………………………………………………………………….79
– بیتا فیاضی………………………………………………………………………………..90
3-3 پرسش های مطرح شده از هنرمندان……………………………………………98
3-4 پاسخ هنرمندان به پرسش ها …………………………………………………….100
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق
مقدمه…………………………………………………………………………………………….128
4-1 بررسی وجوه تشابه و تفاوت هنرمندان در برخورد با رسانه های نوین128
فصل پنجم :نتیجه گیری و پیشنهادها
5-1نتیجه گیری …………………………………………………………………………….134
تصاویر ………………………………………………………………………………………138
فهرست منابع و ماخذ ……………………………………………………………..151
کتابشناسی…………………………………………………………………………………153

فصل اول : کلیات طرح

1-1 بیان مسئله
نزدیک به دو دهه است که زنان ایرانی در همه ی عرصه های هنری ، حضوری فعال و چشمگیر دارند ، میدان هنرهای رسانه ای اما عرصه ایست بی رحم. در جهت پرکردن جای خالی حضور درخشان تنی چند از این هنرمندان زن این مرز و بوم در راستای معرفی هر چه بیشتر و بهتر و همچنین ارزیابی چگونگی برخورد ایشان در رابطه با خلق آثاری عجین در روح زمان که خصوصیت بدون شک بارز در آثار این هنرمندان است، تحقیق و تفحص در این رابطه لازم و همچنین آشنایی با نوع برخورد و دیدگاه و چگونگی روند شکل گیری یک اثر از دیدگاه هنرمندانی که جای خود را در این جامعه و همچنین در عرصه های بین المللی تثبیت کرده و درخشیده اند، برای هنرمندانی که به تازگی پای به این ورطه گزارده اند، ارزشمند و کار آمد پیش بینی می شود. معدود اند زنانی که در این حوزه درخشیده اند و معدود اند مطالعاتی که در زمینه ی معرفی این هنرمندان صورت گرفته باشد. بدیهیست در این رساله مجال پرداختن و مطالعه ی فعالیت های تمامی هنرمندان زن معاصر ایرانی نخواهد بود و روشن است که تعداد زنان هنرمند ایرانی که شایسته ی بررسی و تحلیل شدن را دارا باشند متناسب با حجم این رساله نیست، بنابراین در این رساله تلاش می شود با بررسی عمومی حضور زن ایرانی در هنر معاصر به ویژگی های هنری سه تن از برجسته ترین هنرمندان زن ایرانی : رزیتا شرف جهان، بیتا فیاضی، ندا رضوی پور، پرداخته شود. در این راستا ضمن بررسی دوران ارتباطات، به ویژگی های خاص ابزار بیان نوین ( هنر ویدیویی1 ، هنر اینستالیشن2 ، هنر اجرا یا پرفورمنس3 ، هنر اینترنتی4 ، هنر دیجیتالی5 و … ) و مختصات خلاقیت های نوین ، پرداخته می شود و شرایط قرار گرفتن هنرمندان زن ایرانی در این ورطه ، مورد مطالعه ، تحلیل و بررسی قرار خواهد گرفت.

1-2 هدف های تحقیق:
از آنجایی که به رسانه های نوین و چگونگی کاربرد آن در عرصه های هنری در ایران کمتر پرداخته شده است در حالی که در هنر معاصر دنیا از جایگاه ویژه ای برخوردار است و همچنین بکارگیری این رسانه ها به عنوان ابزار بیان و نمایاننده ی ایده های هنرمندان در جامعه ی کنونی ایران نیز با سرعت قابل ملاحظه ای در حال افزایش است، ضرورت پرداختن و شرح و وصف این روند در زمان معاصر غیر قابل انکار تصور می شود. به دلیل محدود بودن پژوهش های میدانی در رابطه با زنان ایرانی و همچنین حجم محدود این رساله، اینجانب سه تن از زنان برجسته ای که در این تقسیم بندی جای می گیرند انتخاب و معرفی کرده ام و با تحلیل آثارشان و مصاحبه هایی که صورت گرفته است، صفحه ی نا نوشته ای از تاریخ هنر معاصر ایران را به تحریر در می آورم.
1-3 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزش انتخاب آن:
در این رساله تلاش می شود نکات نا نوشته و ناگفته ای از تاریخ معاصر هنر ایران بررسی شود تا ضمن روشن کردن وجوه برجسته و راهکارهای اعمال شده توسط هنرمندان ، به تئوری های موجود در راستای پیشنهاد ها و چاره اندیشی های هنری پرداخته شود. در راستای دستیابی به این هدف و برداشت و معرفی هر چه نزدیکتر به واقعیت، مطالب این رساله با استناد بر مصاحبه ها و توضیحاتی که این هنرمندان شخصا ارائه می دهند، خواهد بود تا از هر گونه برداشت غیر واقعی در رابطه با این موضوع اجتناب شود. هدف این رساله در عین حال بررسی خلاقیت های نوین نیمی از جامعه ی ایران یعنی” زنان” است، بطوری که تنی چند از این جامعه از زبان خود و با دنیای خود به وصف آن می پردازند.
1-4 سوالات و فرضیه های تحقیق
– سوالات تحقیق
– آیا رویکردهای نوین رسانه ای در آثار زنان ایرانی دارای گرایشات فمینیستی است؟
– انتخاب رسانه های نوین به عللی چون از کارافتادگی رسانه های پیشین و یا به علت هم گام شدن با دیگر جوامع هنری در سراسر دنیا، بوده است؟
– آیا به کار گیری رسانه های نوین از سوی هنرمندان معاصر اجتناب ناپذیر است؟
– فرضیه های تحقیق
– بنا بر جریاناتی که در سرار دنیا در این زمینه مشاهده می شود و همچنین تجربیاتی که در گذشته توسط هنرمندان به اجرا در آمده است، می توان چنین تخمین زد که این برخورد ها می توانند از گرایش های فمینیستی متاثر باشند.
– استفاده از رسانه های نوین به عنوان دستاورد های نوین جامعه ی صنعتی، گزینه های بسیاری را در زمینه های مختلف به هنرمندان ارائه می کند اما این مهم به این معنا نمی تواند باشد که استفاده از آنها به عنوان نفی سایرین خواهد بود. به طور مثال بدیهی است که استفاده از رنگ و بوم به مفهوم نفی عکاسی نیست تنها برخوردی متفاوت در راستای خلاقیت است.
– آشنایی با رسانه های نوین را می توان همتای سواد آموزی در اعصار گذشته دانست. چرا که این رسانه ها نقشی بسیار مهم در زندگی انسان معاصر بازی می کند و عدم آشنایی با این پدیده می تواند به معنای بی سوادی در عصر حاضر تلقی شود. هنرمند به عنوان یکی از تاثیرگذار ترین اقشار جامعه موظف است در بالا بردن هر چه بیشتر سطح سواد خود کوشا باشد تا به بالاترین کیفیت موفق به ایفای نقش خود شود.
1-5 مدل تحقیق:
در این تحقیق تلاش بر این است که در ابتدا به کلیات بکارگیری رسانه های نوین در عرصه های بین المللی و چگونگی جایگزینی این رسانه ها به عنوان ابزار بیان در گستره ی دنیای هنر و سپس به مختصات حضور رسانه های نوین در عرصه ی خلاقیت های نوین زن هنرمند ایرانی پرداخته و به نقاط اشتراک و افتراق در حوزه ی خلاقیت های این هنرمندان پرداخته شود.

1-6 تعاریف عملیاتی متغیر ها و واژه های کلیدی:
هنر جدید، رسانه های نوین، هنر مفهومی، هنر اجرا، هنر چیدمان، هنر ویدئو، هنر زمینی، هنر اینترنتی
1-7 روش تحقیق:
بنابر عنوان و موضوع انتخاب شده که مبنی بر رویکرد های نوین رسانه ای تنی چند از هنرمندان معاصر زن ایرانی است، لذا لازم دیده می شود که علاوه بر مطالعه ی مکتوبات، نقد ها و شرح و توصیفاتی که در رابطه با این هنرمندان، در گذشته صورت گرفته است، به انجام مصاحبه هایی حضوری و مستقیم با این هنرمندان نیز پرداخته شود. این مصاحبه ها و گفتگو ها با همکاری این هنرمندان صورت گرفته و در ارائه ی مطالبی هر چه موثق تر و نزدیکتر به واقعیت به این رساله یاری رسانده اند.
بنابراین این تحقیق به صورت کتابخانه ای و میدانی و مصاحبه ای به انجام رسیده است. روش اجرای این تحقیق، تحلیل تطبیقی و توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است.
1-8 محدودیت ها و مشکلات تحقیق :
همانطور که از عنوان تحقیق بر می آید، رویکرد های نوین رسانه ای در زمان معاصر مورد بررسی است، لذا به علت معاصریت این امر منابع مکتوب در این زمینه در دسترس نبوده و یا در محدوده ی مقالاتی پراکنده و نقد هایی کوتاه می باشد. بنابراین مطالب ارائه شده ای که از منابع مکتوب و کتب مرجع استخراج شده اند، بسیار محدود و با جستجوی بسیار صورت گرفته اند. بدیهی است که اینگونه تحقیقات با این دسته عناوین که حاکی از رویکرد های معاصر هستند، فاقد پیشینه ی وسیع بوده و همانطور که از واژه ی معاصر بر می آید ریشه ای در تاریخ و یا مطالعاتی با گستره ی وسیع نداشته و انجام تحقیقاتی همچون رساله ی پیش رو، در جهت پر کردن فضاهای خالی در رابطه با این موضوعات می باشد. باشد که توسط این تحقیق، برگی به این تاریخچه ی در دست تدوین، افزوده شود.

فصل دوم : مطالعات نظری

مقدمه
هنر قرن بیستم، هنری است که گستردگی کنونی اش را مدیون هنرمندانی ساختار شکن و با جسارت و همچنین پیشرفت لحظه ای تکنولوژی در زمینه های مختلف است. تکنولوژی ای که پیشرفت خود را بی دریغ در کفه ی اخلاص قرار داده و هنرمندان قشری هستند که یکی از بیشترین بهره ها را از این مقوله برده اند. چگونگی ورود این رسانه ها به دنیای هنر و برخورد های آغازین هنرمندان با این رسانه ها به مثابه ابزار بیان هنری، یکی از مقاطع پر فراز و نشیب و همچنین متنوع تاریخ هنر معاصر است.

2-1 تاریخچه ی آغاز به کارگیری رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری
رسانه های نوین مشخصه ی تمام نمای هنر قرن بیستم، در چگونگی تحولات در تغیر زبان بیان و ابزار بیان است. هنر قرن بیستم تمایز خود را در ابداع هنرمندان در استفاده از ابزار های متفاوت بدست آورد.
ابتدا هنرمندانی چون ژرژ براک6 و پیکاسو در اوایل قرن بیستم با استفاده از اشیای آماده بر روی بوم، آثار خلق شده بر روی بوم را فرا تر از نقاشی دو بعدی با رنگ و مدیوم ها ی متداول گسترش داداند. همین امرباعث تحولات و راه گشای دید نوینی در برخورد با اثر هنری با ابزار های جدید و غیر معمول که تا آن زمان تجربه شده بود، شد. در این اثنا سبک های انتزاعی، سوررئالیسم، مفهوم گرایی و… بوجود آمد که همگی به نوعی نقاشی به شکل سنتی را دچار دگرگونی می کرد.
در این زمان تغیر بیان، هنرمند را به سمت تغیر ابزار بیان نیز سوق داد و هنرمند دیگر در صدد بازنمایی طبیعت و عین گرایی ( به هر شکل و سبکی ) نبود واین گونه بود که هنرمند تعریف و بیان شخصی خود را در خلق آثارش مد نظر قرار داد. هنرمند به دنبال مدیوم ها و وسایلی برای خلق اثرش بود که زندگی او را بیشتر می نمایاند. هنرمند در تلاش برای بازنمایی واقعیت زندگی اش در همان زمان بود و در راه رسیدن به این هدف اشیای حاضر آماده7، تیکه هایی از ابزارهای روزمره و در کل اشیا و موادی که انسان در طول زندگی اش، حتی در طول یک شبانه روز از زندگی اش با آنها سر و کار داشت، بیشترین بار معنایی را برای هنرمند به ارمغان می آورد و نزدیکترین جلوه از تصویری که هنرمند قصد بیانش را داشت به او عرضه می داشت.
رفته رفته گسترش و پیشرفت فناوری و تکنولوژی، این دستاوردها را نیز به گوشه ای از روزمره ی انسان ها تبدیل کرد و تکنولوژی، بهترین و آشنا ترین و آسان ترین و در دسترس ترین راه برای ارائه ی بیان شخصی هنرمند شد. چرا که همانطور که علم و تکنولوژی حاصل از آن ارتقا میافت، خلاء ایجاد شده در ارتباطات انسان ها نیز از او پیشی می گرفت و در نتیجه تکنولوژی و دستاورد هایش مونس و یار بی دریغ انسان ها می شد. عکس، فیلم، روزنامه، تابلو های تبلیغاتی الکترونیکی و … اشیایی بودند که راه ارتباط با مخاطب را به بهترین نحو در ذات خود داشتند و سهم بزرگی را در زندگی انسان این عصر به خود اختصاص داه بودند.
هنرمند که به عنوان یک شهروند نیز دستخوش این پیشرفت ها بود و نیز به خوبی تاثیرات و جایگاه تکنولوژی را در زندگی اش درک می کرد، ابزار جدیدی را در دست خود می دید. در واقع گستردگی دید هنرمند از تحول صورت گرفته در انتقال از عینیت به سمت بیان شخصی هنرمند، دست او را در انتخاب ابزارش چنان باز می کرد، که هنرمند می توانست دنیایی از رسانه ها را به عنوان ابزارش برگزیند و از این رو ابزار هایی که در دست هنرمند قرار گرفت، ابزار هایی آشنا، روزمره و آمیخته با روح زمان هم خودش و هم مخاطبش بود و هنرمند هر وسیله ای را از منظر خود بکار می گرفت و به بیان دیگر، پیشرفت تکنولوژی و فناوری روز دنیا، پیشرفت ابزار بیان هنرمند تلقی می شد.
یکی از مهمترین و شاخص ترین هنرمندانی که در این روند تاثیر عمیقی داشت بی شک ” مارسل دوشان8 ” است. در اصل مارسل دوشان با انتخاب ابزار هایش، به نوعی تعریف دیگری از هنر و زیبایی شناسی را ارائه داد. تعریفی بسیار گسترده تر و عمیق تر. اساسا تاکید دوشان به اشیاء و درونمایه ی اشیاء از منظر مصرف کنندگان آنها بود تا ارائه ی مفهومی از بیرون.
در اصل دوشان ایده هایش را به نمایش می گذاشت و می فروخت ( که در ابتدا این امر به گونه ای غیر ممکن بود اما با پیشرفت این دیدگاه و جایگاهی که در جامعه ی هنری معاصرش پیدا کرد این وضع رفته رفته تغیر کرد که در ادامه به شرح آن خواهیم پرداخت. )
بنابراین شروع این جنبش توسط مارسل دوشان صورت گرفت و با تلاش هنرمندان دیگری همچون رابرت راشنبرگ9، جوزف بویز10، جان کیج11، مرس کانینگهام12، دیوید تادور13، دیمن هرست14 و … گسترش و مقبولیت یافت.

2-2 پایه گذاری اجرا
اتفاق، کنش و اجرا های زنده، در میان نقاشان، ابتدا توسط جکسون پولاک15 که رنگ را روی بوم می پاشید و یا بدن خود و یا همکارانش، رنگ را به روی بوم نقش می داد و یا لوچیو فونتانا16 که بوم را پاره می کرد و دستی دیگر از این ابداعات، به دنیای هنر وارد شد. اما این اتفاقات هنوز در غالب نقاشی و بر روی بوم اجرا می شد. در این مقطع زمانی بود که فعل نقاشی و چگونگی نقاشی کردن بر موضوع چیره شد.
تحت تاثیر این اتفاقات هنرمندان دیگری که این رویداد ها را مورد استقبال قرار می دادند، به گسترش و استفاده ی هر چه بیشتر از این آزادی در بیان و ابزار، دامن زدند. هنرمندانی همچون رابرت راشنبرگ، جوزف بویز، آلن کاپرو17، جرج ماتیو18، ایو کلاین19، استوکو تاناکا20، جین تینگلی21، پیر مانزونی22، اوتو موهل23 و… .
تحولاتی که در دهه ی شصت در حال رخ دادن بود باعث شد نقاشی رفته رفته راه خود را در جهت فاصله گرفتن از بوم طی کند و به برخورد هایی بپردازد که مخاطب و اثر هنری را با هم تلفیق می کرد و مخاطب را به نوعی در اثر هنری دخیل کرد و آنرا به عنوان جزئی از اثر مورد بررسی قرار داد.
پس از اینکه در نیمه ی دهه ی 60 کلمنت گرینبرگ24 منتقد، مقید بودن به امپرسیونیسم انتزاعی را زیر سوال برد و به نوعی قداست آن را از بین برد، هنرمندان در پی از میان برداشتن این چارچوب ها و کسب آزادی های بیشتری که در بیان هر چه نزدیک تر با روح زمانه به آن احتیاج داشتند، جدایی خود را از بوم نقاشی اعلام کردند.
جدایی از بوم و شکستن قید و بند ها و دستیابی به آزادی های آن زمان، هنر را به سمت کارهایی سوق داد که اکنون آنرا هنر اجرا می شناسیم.
در آن زمان اتفاقاتی که در زمینه ی رقص و رسانه رخ داده بود، ذهن هنرمند را به تلفیق دستاورد های معاصر، رهنمون شد. تلفیقی از تئاتر، فیلم، هنرهای تجسمی، رقص و هر ابزار دیگری که روح آن زمان را در خود داشت. یکی از پیشگامان این پدیده ی نوین، رابرت راشنبرگ بود. یکی دیگر از هنرمندانی که این دو هم آمیختگی را استقبال کرد جون جونس25 بود که دغدغه اش مسائل مفهومی، فرهنگی، روانی و نیزاجرایی بود. او اجرا هایش را با فیلم و ویدئو خلق کرد. دوربین فیلمبرداری به بیش از یک ابزار برای هنرمند تبدیل شد. هنرمند آنرا به نوعی همراه و دوست خود می دید. ظبط کردن تصاویری از خلوت و تنهایی هنرمندان در زندگی روزمره شان به عنوان اثر هنری هنرمند، گواه این امر است و گاه روند فیزیکی خلق یک اثر هنری، خود به یک اثر اجرایی مبدل می شد.
ویتو اکونچی26 یکی از هنرمندانی بود که دوربین فیلمبرداری را ابزاری مناسب برای خود یافت. از دیگر هنرمندانی که از ظبط تصاویر و تلفیق آن با صوت و اجرا بهره بردند و به خلق آثارشان پرداختند می توان به بروس نومن27، نام جون پایک28 و جون جونس اشاره کرد.

2-3 جنسیت و اجرای رسانه ای
اعتراض های شدید فمینیستی29 به نقش های محدود زنان، بخشی از الگو های فرهنگی جنبش های آزادی خواهانه در سراسر جهان بود که قشر دانشجویان، مردم رنگین پوست و همجنس گراها را شامل می شد. هنرمندان فمینیست در ارائه ی اجرا های خود دو هنرمند زن آن زمان یعنی جون جونس و کارول شنیمان30 را الگو قرار دادند.
یکی از هنرمندان فمینیست آن زمان، هنرمندی آلمانی بنام اولریک روزنباخ31 بود که اجرا های زنده ی ویدئویی را در بر داشت که با صحنه های گرافیکی تلفیق می کرد و یا اجرا هایی چند رسانه ای داشت که به منشاء کنش فمینیستی مبدل شد با نام ” نداشتن قدرت، یعنی داشتن قدرت “. در این اثر خود هنرمند در یک توری گیر افتاده است و تصاویری از تاریخ هنر و فرهنگ عامه در پس زمینه به نمایش در می آمد.
یکی دیگر از زنان هنرمند این جنبش اورلان32 است. اورلان هنرمندی فرانسوی است که توسط فیلمبرداری از جلسات اطاق عملش که در اصل خود را با این جراحی ها، باز پیکر تراشی می کند به خلق اثر پرداخت. او در این آثار از روانشناسی چهره نگاری استفاده کرد و مجموعه آثاری با عنوان ” تناسخ اورلان مقدس33 ” و ” تمثال ها / تمثال نو” چانه اش را جراحی پلاستیک کرد تا شبیه چانه ی ونوس در اثر ” تولد ونوس” اثر بوتیچلی34، شود و یا بینی اش شبیه به بینی روح در اثر “نخستین بوسه ی عشق ” اثر ژرارد35 شود. اورلان در طی این جراحی ها، تحت بیهوشی موضعی بود تا بتواند اثرش را کارگردانی کند و در هشیاری بسر می برد.
یکی دیگر از هنرمندان فمینیست این زمان فردریکه پزولد36 است که در آثارش توجه خاصی به معماری سنتی داشت و معتقد بود، معماری سنتی با توجه به اندام مردانه طراحی شده است و او کوشش می کرد که آنرا به اندام زنانه تبدیل کند. او در این زمینه اجرا های ویدئویی با نام های ” حیات جدید زبان اندام نشانه ها، سازگار با قوانین اندام شناسی، هندسه و هنر جنبشی “.
در طی گذر زمان هنرمندان به این باور رسیدند که ارائه ی فیزیکی اثر و فضایی که اثر در آن اجرا می شود نیز بخشی اثر گذار در اثر است که خود می تواند اثر باشد و می تواند ارائه ی مفاهیمی را بدست گیرد و خواه نا خواه تاثیری انکار ناپذیر بر ذهن مخاطب دارد. در اصل، فضای اجرا، حکم عنصری را دارد که اثر در دل آن شکل می گیرد و از ” فضا ” به سوی ” محتوی ” در حرکت است و ارزش گذاری می شود. چنانچه برایان او دورتی37 منتقد در مقاله ای به نام ” درون مکعب سفید: ایدئولوژی فضای گالری38″ به این گونه این مسئله را بیان می کند: “همچنان که مدرنیسم پیرتر می شود، پس زمینه به محتوی مبدل شده، همه چیز بر عکس می شود ( دگرگون می شود ) و شیء قرار گرفته در گالری، گالری و قوانینش را ” قالب بندی ” می کند.”
این نوع نگرش در اصل از گرایش های قرن بیستم و به خصوص گرایش های هنر چیدمان در این قرن شکل گرفت که رویکردی ضد موزه ای داشتند و اما موزه ها و گالری ها غافل از این مسئله، خود به ترویج این هنر می پرداختند. در این جریانات بود که هنر چیدمان بیش از هر فعالیت دیگری از آزادی های بیان و ابزار و استفاده از اشیاء روزمره و کاربردی بهره گرفت و سعی داشت همچون هنر اجرا، هر چه بیشتر بیننده را در اثر هنری دخیل کند. ارتباط و نزدیکی هنر چیدمان با مجسمه سازی به عنوان یک هنر که در موزه ها به رسمیت شناخته شده است باعث سهولت در پذیرش این هنر جدید در میان موزه ها و منتقدان گردید.
هنرمند آلمانی به نام ولف فستل39 که آثارش در ابتدا از حالت مشخص برخوردار نبود اما اکنون آثارش را در زمینه ی چیدمان جای می دهند، می گوید: ” مارسل دوشان اشیاء حاضر آماده و فوتوریست ها سر و صدا را به عنوان هنر معرفی کردند، این مهمترین ویژگی تلاش های من و همکاران من است که هنر را تمامی رویداد ها، مرکب از صدا، شیء، حرکت، رنگ و روانشناسی می دانیم، تلفیقی از عناصر، بطوری که می توان گفت زندگی بشر خود می تواند هنر باشد.”
نام جون پایک، شیگکو کوبوتا40، ری راپ41، ریچارد آرتشواگر42، جوزف بویز، مریت اوپنهایم43، لس لواین44، بروس نومان، پیتر کامپوس45 از جمله هنرمندانی هستند که با نگرش ضد تلوزیون و تبلیغات، به هنر چیدمان ویدئویی پرداختند.
در این میان بود که فن تجسس به کمک این نگرش آمد. فن تجسس توسط دیتر فروئزه46 آلمانی در اثرش به نام ” نه یک مدل برای دایره ی جاسوسی برادر بزرگ47 ” که یک چیدمان ویدئویی بود، بکار گرفته شد. در این اثر از بازدید کنندگان در حالی که در حال ورود به اتاق چیدمان بودند، تصاویری از مصاحبه ی افرادی که در حال بیان فعالیت های سیاسی شان بودند، بدون اطلاع، فیلمبرداری می شد و سپس این تصاویر به همراه تصاویر از پیش ظبط شده بر روی نمایشگرها پخش می شد.
این گرایش به امور تجسمی، بر گرفته از این خصوصیت تلوزیون بود که گویی در همه حال، تلوزیون در حال تماشای بیننده است، حتی آن زمان که بیننده در حال دیدن تلوزیون است. در این رویکرد هنرمندان با نشان دادن بیننده به خودش به طور مستقیم او را وارد اثر کرده و درگیر فرآیند شکل گیری چیدمان ویدئویی می کردند و در این میان تجربه ای جدید پا به عرصه می گذارد و آن اینکه، بیننده، اجرا کننده می شود، چیزی که برای بیننده ی اثر موزه ای اتفاق نمی افتد.

2-4 تعریف نوین رسانه ها
بنا بر ضرورت عنوان این تحقیق لازم است تا به صورت اجمالی به ارائه ی تعاریفی پرداخته شود که در این عنوان، نقش اساسی داشته و در راه ارائه ی جامع تر و کاربردی تر مطالب این تحقیق، حائز اهمیت می باشد. معرفی رسانه های مختلف و معرفی چند تن از هنرمندان پیشگام در عرصه ی هنر نوین رسانه ای نیز از جمله اهداف پرداختن به متون در پیش رو خواهد بود.

معرفی رسانه
رسانه در مفهوم ارتباطاتی آن، عاملی است که می تواند پیامی را به مخاطب انتقال دهد. این عامل از شکل های ابتدایی نمادین آغاز می شود و در جامعه مدرن به شکلی نهادمند تحت عنوان رسانه های تصویری، شنیداری و مطبوعات تعریف می گردد.
کارکردهای اصلی رسانه ها:
از ویژگی مهم رسانه ها نهادی بودن آنها است. به این معنا که پیام، درون یک نظام منسجم ارتباطی و با هدف اثرگذاری بر آگاهی های مخاطب تهیه و ارسال می شود.
هارولد لاسول48 ، دانشمند آمریکایی و برجسته ی علوم سیاسی و نظریه پرداز ارتباطات، در تحقیقات خود در سال 1967 سه کارکرد عمده برای رسانه ها برشمرد :
1- نظارت بر محیط: به معنی جمع آوری و توزیع اطلاعات در مورد رویدادهای محیط اطراف ، هم در داخل و هم خارج یک جامعه خاص، این امر تا اندازه ای، نظیر آن چیزی است که عموماً به مثابه اداره و هدایت اخبار مورد نظر قرار می گیرد.
2- ایجاد همبستگی در جامعه در واکنش به محیط : همبستگی در اینجا شامل تفسیر اطلاعات مربوط به محیط و توصیه در مورد نحوه رفتار در واکنش به این رویدادها است.این فعالیت تا حدودی به عنوان ویرایش یا تبلیغ سیاسی شناخته می شود.
3- انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر: لاسول می گوید که انتقال فرهنگ معطوف به منتقل کردن اطلاعات،ارزشها و هنجارهای اجتماعی از نسلی به نسل دیگر یا از اعضای یک گروه به تازه واردهای آن گروه است.این امـر عموما به مثابه فعالیت آموزشی شناخته شد.
“چارلز رایت49 ” جامعه شناس و استاد جامعه شناسی در دانشگاه کلمبیا، ضمنا به این سه کارکرد مقوله تفریح و سرگرمی را اضافه کرد.
هنر چند رسانه ای ، هم چنین ، چالشی جدی در عرصه اندیشه است، بی صرف نظر از نهادها و علاقه مندان بسیارش ، متفکرین پرتوانی نیز در نقد ماهیت آن کوشیده اند. هنر چند رسانه ای در غالب موارد به مثابه اثری تکثیر ناپذیر، در فاصله مادی طی ناشدنی ای با مخاطب قرار می گیرد. اثر هنری اینترنتی به طور ماهوی موجودیتی غیرمادی و تجسد زدوده است. موجودیتی متعلق به جهان بازتاب های خیالی50 ، موقعیت های فرضی و امور وانمودی51. هنر چند رسانه ای ما به ازای زیبایی شناختی جهانی دیده فریب52 است . جهانی که در آن امر واقعی53 هر چه بیشتر به حاشیه رانده می شود و مظاهر خیالی آن به مثابه واقعیت های برتر54 در دسترس قرار می گیرد. جهانی که در آن سویه ی جسمانی اثر هنری، یا آن چنان به تحلیل می ورد که بخار می شود و جز شبحی بر جهان متوهم مانیتورهای کامپیوتری و تلوزیونی چیزی از آن بر جای نمی ماند ؛ و یا آن چنان بر سویه ملموس یک اثر تاکید می گردد که مخاطب دور افتاده، به ناگزیر از درک آن عاجز خواهد ماند . در این زمینه چیدمان های بسیاری را در نظر آوردیم که درک آنها تنها با بهره گیری از همه ی قوای حسی امکان پذیر است. نیروی لمس، بویایی و حتی چشایی گاه چنان نقش فعالی را در ادارک یک اثر هنری بازی می کنند که قوای بینایی و شنوایی به تنهایی نمی تواند مخاطب را در چنین داد و ستد ذهنی دخیل کند. به هر حال، بر هم خوردن توازن ارتباطی میان مخاطب و اثر، نکته ی بنیادینی است که هنر چند رسانه ای گویی در هیچ شرایطی نمی خواهد آن را به تعادل کلاسیک ( یا مدرن اش ) برگرداند. در این شرایط، آنها که به باوری جسمیت ستایانه، اثر هنری را چون ابژه ای عینی، در برابر و پیش روی خود می خواهند، هرگز از گریز به موقعیت های فراذهنی خشنود نخواهند شد. موقعیتی که سرشت ارتباطی آن بر مبنای فهم پبش نهاده های همین جهان متغییر و داده های بی شمار آن است. جهانی که به همان نسبت حضور ناگزیر خود تاملی به ناگزیر را نیز می طلبد.
هنر به مثابه ایده
” دیگر لزومی ندارد که هنرمند نسل امروز بگوید « من یک نقاش » ، « یک شاعر » و یا یک « نوازنده هستم » او به سادگی تنها یک هنرمند است .”( الن کاپرو 1967)
” امروزه هنرمند بودن به معنای پرسش از چیستی هنر است . اگر کسی در جست و جوی چیستی نقاشی برآید، نقاشی کردن و یا مجسمه سازی را به عنوان شغل خود بپذیرد در واقع سنت آن را پذیرفته است .” ( ژوزف کسوت ، 1969)

2-5 تاریخچه رسانه های نوین به مثابه ابزار بیان هنری
همانگونه که از نامگذاری این گونه از هنر بر می آید، به آن دسته از هنر معاصر که با بهره گیری از خصوصیاتی که رسانه ها در اختیار هنرمند قرار میدهند، ارائه می شوند، هنر رسانه گفته می شود. بدیهیست گستره ی این گونه ی نوین ارائه ی اثر، به وسعت گستردگی رسانه ها در زندگی انسان امروز بوده و از آنجایی که رسانه ها به گونه ای با زندگی انسان ها آمیخته شده اند که سهم قابل توجهی از زندگی روزمره را به خود اختصاص می دهند، لذا هنر هایی که از خصوصیات این رسانه ها استفاده می کنند نیز دارای این خصوصیات می باشند و به گونه ای ملموس و شناسا با مخاطب به برقراری ارتباط می پردازد. زبانی که این هنر ها از رسانه ها به ارث برده اند، زبانیست که تمامی اقشار جامعه را می تواند تحت تاثیر قرار داده، پیام و هدف خود را انتقال دهد.
مهمترین هنرهای رسانه ای عبارتند از : هنر چیدمان55، هنر اجرا56، هنر ویدیویی57، هنر زمینی58، هنر اینترنتی59.
برای درک بیشتر این توضیحات، ارائه ی چند نمونه از این رویکردها سودمند و ضروری خواهد بود که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
2-3 شکل گیری هنر مفهومی به عنوان سرچشمه ی هنر های نوین رسانه ای
هنر مفهومی
طی تعریف دایره المعارف هنر نوشته ی رویین پاکباز ” غالب و نظریه ای در هنر غرب که از اواخر دهه ی 1960، پس از هنر مینیمال، پدید شد و سر آغاز پست مدرنیسم بود ( سل لویت، در سال 1967، این اصطلاح را برای توصیف آثار خودش و آثار همانند آن که” مشارکت ذهن تماشاگر را بیش از چشم یا عاطفه ی او می طلبد”، به کار برد).
در این نظریه، مفهوم ( انگاشت کلی از موارد خاص ) اهمیت دارد و نه چگونگی ارائه ی آن: فکر هنرمند مهم است و نه شیء هنری. هدف رسانیدن مفهوم یا ایده ی معین به مخاطب است، وسیله ی بیان هر چه باشد. در نتیجه کاربست قالب های هنری متداول نیز امری غیر لازم است. بنابراین، « هنرمندان مفهومی » انگار ها و اطلاعات مورد نظرشان را به مدد مواد گوناگون و نا همخوان – چون مقاله، عکس، سند، نمودار، نقشه، فیلم سینمایی یا ویدیویی، و جز اینها- و نیز از طریق زبان گفتاری به مخاطبان انتقال می دهند. داگلاس هیوبلر، جزف کاسوت، لارنس وینر، بروس نومن از میان آمریکاییان و گروه هنر و زبان از میان انگلیسیان جزو نمایندگان این هنر بوده اند.”(پاکباز ، 1383 ، 403 )
” هنر مفهومی نحوه ای از ارایه اثر هنری معاصر است که در آن اندیشه و مفهوم خاصی که معمولا” فردی، پیچیده و کلی است به صورت انتزاعی و غیرقاعده مند و بر اساس نفی زیبایی شناسی شکل بوجود می آید. هنر مفهومی با «مفهوم» به عنوان محتوای آثار هنری متفاوت است اما می توان آن را شکل انتزاعی از اندیشه ای دانست که در ذهن هنرمند از معنا و اثر هنری بوجود می آید و سرانجام در ساختاری پیشنهادی و به صورت های بسیار متنوع به نمایش گذاشته می شود. به این ترتیب اثر هنر مفهومی متناسب با عملکرد کلی و روابط میان اجزایش خصوصیتی تغییرناپذیر دارد. به



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید