دانشگاه هنر اصفهان
دانشکده هنرهاي تجسّمي و کاربردي
گروه صنايع دستي
پايان نامه کارشناسي ارشد رشتهي صنايع دستي گرايش پژوهش
بررسي مفهوم نماد گاو نر در صنايع دستي ايران در دوران هخامنشي
استاد راهنما:
دکتر قباد کيانمهر
استاد مشاور:
دکتر احسان چنگيزي
پژوهشگر:
نسيم گرجيزاده
اسفند ماه 1390
اظهارنامه دانشجو:
موضوع پايان نامه : بررسي مفهوم نماد گاو نر در صنايع دستي ايران در دوران هخامنشي
استاد راهنما: دکتر قباد کيانمهر
اينجانب نسيم گرجيزاده دانشجوي دوره كارشناسي ارشد رشتهي صنايع دستي گرايش پژوهش دانشكده هنرهاي تجسّمي و کاربردي دانشگاه هنر اصفهان به شماره دانشجويي 8711309204 گواهي مي نمايم كه تحقيقات ارائه شده در اين پايان نامه توسط شخص اينجانب انجام شده و صحت و اصالت مطالب نگارش شده مورد تائيد مي باشد و در موارد استفاده از كار ديگر محققان به مرجع مورد استفاده اشاره شده است. بهعلاوه گواهي مي نمايم كه مطالب مندرج در پايان نامه تاكنون براي دريافت هيچ نوع مدرك يا امتيازي توسط اينجانب يا فرد ديگري ارائه نشده است و در تدوين متن پايان نامه چارچوب مصوب دانشگاه هنر اصفهان را بهطور كامل رعايت كرده ام.
امضاء دانشجو:
تاريخ:
کليه حقوق مادي مترتب بر نتايج مطالعات، ابتکارات و نوآوري هاي ناشي از
تحقيق، همچنين چاپ و تکثير، نسخه برداري، ترجمه و اقتباس از اين
پايان‌نامه کارشناسي ارشد، براي دانشگاه هنر اصفهان محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
دانشگاه هنر اصفهان
دانشکده هنرهاي تجسّمي و کاربردي
گروه صنايع دستي
پاياننامه کارشناسيارشد رشته صنايعدستي گرايش پژوهش خانم نسيم گرجيزاده با عنوان:
بررسي مفهوم نماد گاو نر در صنايع دستي ايران در دوران هخامنشي
ارايه شده به مديريت تحصيلات تکميلي دانشگاه به عنوان بخشي از فعاليتهاي تحصيلي لازم براي درجهي کارشناسي ارشد که در تاريخ…………………… توسط هيأت داوران زير بررسي و با نمره…………………….درجه ……….… به تصويب نهايي رسيد.
1 – استاد/ استادان راهنماي پايان نامه آقاي/خانم دکتر ………… با مرتبه علمي ………… امضاء
2 – استاد/ استادان مشاور پايان نامه آقاي/خانم دکتر ………… با مرتبه علمي ………امضاء
3 – استاد/ استادان داور داخل گروه آقاي/خانم دکتر ………… با مرتبه علمي ………امضاء
4 – استاد/ استادان داور خارج از گروه آقاي/خانم دکتر ………… با مرتبه علمي ………امضاء
امضاي مدير گروه
سپاسگزاري:
صبوري اساتيد بزرگوارم را صميمانه پاس ميدارم.
و انّ اللّه مع الصابرين…..

آرزوي توفيق و سلامتي و عرض قدرداني از زحمات استاد سختکوش جناب آقاي دکتر چنگيزي که منابع ارزشمندي را از کتابخانه شخصي خود در اختيار بنده قرار دادند و در تمامي مراحل از همراهي و همفکري دريغ نفرمودند.

درود و سپاس بر شفاپيشگان دوران غريب زندگاني که نهاد نيکشان چراغ راهم و دعاي خيرشان پشتوانه آزمايش الهي است.

با تشکر فراوان از خانم دکتر شيما شکيبا، دکتراي روانشناسي باليني از دانشگاه علوم توانبخشي و بهزيستي، که در زمينه مسائل روانشناسي راهنماييهاي لازم را مبذول داشتند.

تقديم به پژوهندگان نماد و اسطوره در روان انسان
و ديگرخوانندگان اين اثر…
بــه حلّاجان زمانه با تقديم بيت:

گفت آن يار کز او گشت سر دار بلند
جرمش آن بود که اسرار هويدا ميکرد

و به سالکان راه خدا، جويندگان حق، اعراف نور…

چکيده:
کهنالگوي گاو نر همچون ديگر نمادهاي کهن در صنايع دستي باستاني ايران، مفهومي جاودانه دارد. در اين پژوهش نخست تمامي اساطير مرتبط با گاو نر در متون کهن بررسي شده است. سپس با استفاده از روشهاي رايج در روانشناسي اعماق براي مطالعات اسطورهشناختي و نماد شناسي، اساطير کهن ايران و مجالس نمادين منقوش بر صنايع دستي هخامنشي بررسي شده تا اين مفهوم جاودانه تبيين گردد. با توجه به اين نتايج، کهنالگوي گاو نر يکي از نمادهاي مبين گره هاي موجود در قسمت تيره روان انسان(سايه) است که طي مراحل قهرماني اسطورهاي در فرايند رشد فرديت توسط انسان قهرمان قرباني ميشود. در اين فرايند قهرمان بر سايه خويش چيره گشته و پس از تکميل فرآيند خودشناسي، به دوران پختگي و سرآغاز کمال راه مييابد. البته نتايج حاصل از کاربرد اين روشها قطعيتي ندارند و قابل نقد و بررسي ميباشند.
بر اساس منابع کهن اساطيري ايران آيين قرباني بر اساس اصل تکرار آيين ازلي و به منظور نيرو دادن به خورشيد براي اطمينان از گردش به موقع روز و سال و ماه انجام مي شده است.
کليدواژه ها: نماد گاونر – اساطير کهن ايران – صنايع دستي ايران – دوران هخامنشي – روانشناسي اعماق
فهرست مطالب
عنوانصفحه
فرگرد يکم: کليات تحقيق 1
1 -1 مقدمه 2
1 -2 اهداف تحقيق 3
1 -3 اهميت و ضرورت تحقيق 3
1 -4 پرسش هاي پژوهش 3
1 -5 فرضيهها 4
1 -6 روش تحقيق 4
فرگرد دوم: گاو نر در اساطير ايران هخامنشي 5
2 -1 آفرينش و قرباني گاو 6
2 -1 -1 گوشوروان 7
2 -1 -2 صورت فلکي ثور 8
2 -1 -3 گاو آسماني 8
2 -2 گاو مرد 9
2 -3 پيکرگرداني شخصيتهاي اساطيري به صورت ورزا 9
2 -3 -1 ميترا 10
2 -3 -2 يمه، جم (جمشيد) 11
2 -3 -3 فريدون، ثرئتونه 12
2 -3 -4 بهرام(ورثرغنه) و ايندرا 13
2 -3 -5 سومه، هوم 16
2 -3 -6 تيشتريه (تيشتر) 18
فرگرد سوم: مکتب اسطورهشناسي روانشناختي يا روانشناسي دين 20
3 -1 تكوين و تشکل رواني در اسطورهشناسي روانشناختي 21
3 -2 تحليل اساطير در اسطورهشناسي روانشناختي 22
3 -2 -1نظريهي روانشناسي تحليلي در مکتب اسطورهشناسي روانشناختي 23
3 -3 بنمايههاي اساطيري از ديدگاه اسطورهشناسي روانشناختي 24
3 -3 -1 اساطير يا توضيحات مفهوم امر متّعال 25
3 -3 -2 مفهوم ثنويت 27
3 -3 -3 مفهوم تثليث 28
3 -3 -4 اسطورهي قهرمان يا آيين گذار و قرباني حيوان توتم 29
3 -4 نماد يا کهنالگو از ديدگاه اسطورهشناسي روانشناختي 31
3 -4 -1 نقش نمادها در فرايند کمالطلبي انسان 33
فرگرد چهارم: بررسي مفهوم جاودانهي کهنالگوي گاو نر در اساطير 36
4 -1 کهنالگوهاي نهفته در اساطير قهرماني جمشيد و ديگر شخصيتهاي مرتبط 39
4 -1 -1 نمادهاي مرتبط با مفاهيم امر متّعال و مسير تعالي 40
4 -2 نمادهاي مرتبط با فرايند رشد فرديت در دوران قهرماني 45
4 -2 -1 نمادهاي مرتبط با مفاهيم تولّد يا گذر از جهان روح در دورهي ترفندباز 46
4 -2 -2 نمادهاي مرتبط با مفاهيم ثنويت 48
4 -2 -3 نمادهاي مرتبط با مفاهيم جنگ دروني يا جهاد اکبر و تثليث 50
4 -2 -4 نمادهاي مرتبط با مفهوم قرباني گاو نر در دورهي شاخ قرمز 54
4 -2 -5 نمادهاي مرتبط با مفهوم وحدت در دورهي دوقولوها 62
فرگرد پنجم: بررسي مفاهيم و صورتهاي کهنالگوي ورزا در مجالس نمادين منقوش بر صنايع دستي
هخامنشي 68
5 -1 صورت واقعگرايانه 69
5 -2 صُوَر مرکّب 71
5 -2 -1 گاو آسماني (بالدار) 71
5 -2 -2 گاو آسماني با چهرهي انسان 72
5 -3 نماد گاو جفتي (ثنويت رواني) 74
5 -3 -1 ارتباط نمادهاي ثنويت و تثليث 76
5 -4 گاو و نماد سهتايي مقدس 78
5 -5 جنگهاي قهرمان 84
5 -6 گاو و گندم 88
5 -7 گاو و ديگر نمادهاي حيواني 89
5 -7 -1 گاو و ماهي 89
5 -7 -2 گاو و شير 89
5 -7 -3 گاو و گراز 93
نتيجهگيري 95
نتيجه گيري بر اساس متون کهن اساطيري ايران 95
نتيجه گيري بر اساس علم روانشناسي 96
منابع و مآخذ 98
فهرست عکسها
عنوان عکس صفحه
عكس (4 -1) اثر مهر هخامنشي از شوش، کتاب جهان اسطورهها، ص 9256
عكس (4 -2) صورت فلکي ثور، دايره المعارف بزرگ اسلامي آنلاين59
عكس (5 -1) مهر هخامنشي، موزه ايران باستان، بخش مهر و سکه، شماره ثبت اثر 87 -170
عكس (5 -2) اثر مهر، موزه ايران باستان، بخش مهر و سکه، شماره ثبت اثر 87 -2170
عكس (5 -3) ريتون با نقش انتزاعي گاو، کتاب ايران در شرق باستان، ص 11570
عكس (5 -4) مهر هخامنشي، موزه متروپوليتن، شماره دسترسي 1999.325.11971
عكس (5 -5) آ. دروازهي ملل، پارسه، عکاس: نگارنده ب. طراحي سه بعدي از عکس آ.72
عكس (5 -6) پشت و روي سکه، موزه آنلاين هخامنشي73
عكس (5 -7) نماد گاو جفتي، کتاب ايران در شرق باستان، ص 17074
عكس (5 -8) آ. و ب. پشت و روي دو سکه، موزهي ايران باستان، شماره ثبت 1334 و 133575
عكس (5 -9) اثر مهر هخامنشي، موزه آنلاين هخامنشي76
عكس (5 -10) اثر مهر هخامنشي، موزه آنلاين هخامنشي76
عكس (5 -11) پشت و روي سکه، موزه آنلاين هخامنشي77
عكس (5 -12) سرستوني از پارسه، موزه لوور78
عكس (5 -13) آ. روي سکه ب. اثر مهر هخامنشي، پ. پشت و روي سکه، موزه آنلاين هخامنشي79
عكس (5 -14) آ. و ب. جزئيات عکس پ. ، لوحه 63 از کتاب ايران در شرق باستان81
پ. تزيينات پلکاني در پارسه81
عكس (5 -15) آ. اثر مهر هخامنشي، موزه آنلاين هخامنشي82
ب. اثر مهر هخامنشي، موزهي ايران باستان، شماره ثبت اثر 242 -182
عكس (5 -16) نقش برجستهاي در پارسه، ورودي تچره، عکاس: آقاي مهران هدايتي82
عكس (5 -17) آ. نقش برجستهاي در پاسارگاد، عکاس: نگارنده ب. طراحي از آ.83
عكس (5 -18) آ. نقش روي مهر، موزه آنلاين هخامنشي84
ب. نقش روي مهر، دوفصلنامهي باستانپژوهي84
عكس (5 -19) آ. پارسه تالار صدستون، از ژورنال Ars Orientalis85
ب. و پ. پارسه تالار صدستون، کتاب ايران در شرق باستان لوحه شماره 78و 6585
عكس (5 -20) مهر و اثر مهر، موزه آنلاين هخامنشي86
عكس (5 -21) اثر مهر هخامنشي، از ژورنال Art Bulletin87
عكس (5 -22) آ. روي سکه، موزهي ايران باستان، بخش مهر و سکه، شمارهثبت اثر 133388
ب. اثر مهر، موزهي آنلاين هخامنشي88
عكس (5 -23) پشت و روي سکه، موزهي آنلاين هخامنشي89
عكس (5 -24) آ. ورودي کاخ تچره، پارسه ب. طراحي از آ.90
عكس (5 -25) پشت و روي سکه، موزه ايران باستان، شماره ثبت 21 -5 و 22 -591
عكس (5 -26) پشت و روي سکه، موزه ايران باستان، شماره ثبت 1319 و 132091
عكس (5 -27) پشت و روي سکه، موزه آنلاين هخامنشي92
عكس (5 -28) پشت و روي سکه، موزه آنلاين هخامنشي93
عكس (5 -29) آ. و ب. مهر و اثر مهر، موزه آنلاين هخامنشي94
پيشگفتار:
طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
گر بکشم زهي طرب وَر بکشد زهي شرف
حافظ
منت خداي را عزوجل که در دانشپژوهي چنان توفيقي به اين بنده حقير عطا نمود که هر چه بيشتر ميخواند و میآموزد، تشنهتر ميشود. امروزه روز غور در مسائل ميان رشتهاي روانشناسي و هنر از آن دسته بحثهاست که با کوچکترين لغزشي سر سبز ميدهد بر باد. با اينحال يافتن جوابي براي سوالات ناخودآگاهي پژوهشگر را وادار نمود تا به مخاطرات اين راه پر پيکار تن در دهد.
ساليان سال اسطوره شناسان با زحمت بسيار اساطير مشابهي را در ميان ملل مختلف جمعآوري نمودهاند. بحثي که امروزه با عنوان اسطورههاي موازي از آن ياد ميشود و نشانگر وجود ريشهاي مشترک در منبع پيدايش اين اساطير ميباشد.
دانش روانشناسي نوين بيش از يک قرن است که به بررسی همهجانبه ارتباط اساطير با روان انسان پرداخته است. نظريهپردازيهايي انجام شده و قطعيتهايي نيز به اثبات رسيده است که از حوصله بحث ما خارج است. اما بدون شک استفادهي جهتدار از نتايج اين پژوهشها سبب گسترش روزافزون تحولات عظيمي در دنياي ارتباطات فرهنگي بينالملل گرديده است. امروزه نويسندگان رمانهای پرفروش، کارخانجات عروسکسازي، تبليغات تلويزيوني، بنگاههاي فيلم سازي غربی و کارگاههاي توليدانبوه صنايعدستي در شرق دور به همان اندازه از ريشه روانشناختي اساطير و نمادها در توليدات خود بهره ميبرند که در متون باستاني جاويدان ريگودا و نقش برجستههاي تخت جمشيد متصور شده است.
اولين جرقه شکلگيري موضوع اين پژوهش در بازديدي از تخت جمشيد آغاز شد. برخوردي نزديک با آثار متعدد غولآساي باستاني با نماد گاو ذهن جوينده را به اين سوال رهنمون ساخت که اين نماد چه اهميتي به جز خوراک براي انسانها داشته که بدون دسترسي به تکنولوژي، مراحل صعب انتقال سنگ، تراش و چيدمان نهايي را با چنين دقتي به انجام رسانيدهاند؟
براي انسان امروزي تصور قداست حيواني مثل گاو حتي در ميان هندوهاي نوين کمي سوال برانگيز است. همين سوال هاست که اگر به دنبال جواب قانع کننده اي برايشان باشيم دست آخر به محدوده روانشناسي کشيده خواهيم شد.
در اين پژوهش در فرگرد يکم چهارچوب طرح تحقيق و چگونگي نيل به هدف شرح داده شده است. در فرگرد دوم به بررسي شخصيتهاي اساطيري کهن مرتبط با گاو در اسطورههاي ايران و گاو آسماني پرداخته شده است. در فرگرد سوم در مورد ساختار و تعاريف کلي نظريه اسطوره شناسي روانشناختي، جنبه روانشناختي مفاهيم اسطورهاي ثنويت و تثليث، ارتباط فرايند کمال طلبي انسان و آيين قرباني حيوان توتم با اسطوره قهرمان و در نهايت نقش نمادهاي بصري در فرايند فرديت به اختصار مطالبي آورده شده است. در فرگرد چهارم که دربردارنده مبحث اصلي پژوهش است با استفاده از تئوري دوران قهرماني يا فرايند رشد فرديت به توضيح مفاهيم کهنالگوهاي نهفته در اساطير قهرماني جمشيد گاو کُش و ديگر شخصيتهاي مرتبط با گاو ،که در فرگرد دوم بررسي شدند، پرداخته خواهد شد. در نهايت در فرگرد آخر صورتهاي کهن الگوي ورزا و مفاهيم آن در ارتباط با ديگر نمادها از جمله ارتباط تصويري نماد گاو با مفاهيم ثنويت وتثليث، گندم و نمادهاي حيواني در مجالس نمادين منقوش بر صنايع دستي هخامنشي بررسي خواهد شد.
اميدوارم نتايج اين پژوهش کورسوي نوري در جاده رشد فرديت روشن نمايد و گرهاي هر چند کوچک از پيچ و خم اين راه صعب بر جويندگان راه حق بگشايد.
نسيم گرجيزاده
1391 -1390
معاشران ” گِرِه ” از ” زُلفِ ” يار باز کنيد
شبي خوش است بدين قصهاش دراز کنيد
حافظ

فرگرد یکم :کلیات تحقیق

1 -1 مقدمه
در دوران هخامنشی صنایع دستی با نماد گاو در مراسم مذهبی و زندگی روزمره مردم کاربرد آیینی هم داشتند. نقوش موجود در صنایع دستی ایران به دلیل حفظ طرحهای اصیل و نمادهای کهن همواره پایگاهی مناسب برای ایدهپردازی هنرمندان امروز بودهاند. کهنالگوی ورزا در صنایع دستی ایران هخامنشی به دو صورت کلّی واقعگرایانه و انتزاع یافته نقش شده است، یعنی یا شکل طبیعی گاو به عنوان نماد در مجلسی استفاده شده و یا اینکه جزئی از اندام گاو مثل شاخ، گوش، دم، نیمتنه و سردیس در ترکیبی نمادین( به عنوان مثال گاو -مرد) آمده است. این دو صورت همچنین در مجالس مرکب با برخی نمادهای دیگر از قبیل انسان، خورشید، ماه، فروهر و.. نقش شده است.
مجالس یادشده مفاهیمی را نمادین میسازند که حضور کهنالگوی گاو را در آثار باستانی ایران جاودانه ساخته است. مثال بارز این ادعا مجلس نمادین گرفت و گیر شیر و گاو در تخت جمشید است. در این پژوهش تلاش خواهد شد تا برای آشنایی هر چه بیشتر اهل هنر با مفاهیم جاودانهی نهفته در پس نمادها، مفهوم کهنالگوی گاو از دریچهی اساطیر کهن ایرانی بررسی گردد. اسطورههای کهن نیز به نوبهی خود برای انتقال مفاهیم از زبانی رمزآلود بهره میجستهاند. امروزه برای درک مفاهیم رمزآلود اساطیری علومی نوین از جمله زبانشناسی و روانشناسی به کمک اسطورهشناسان و دینپژوهان شتافتهاند.
مکاتب روانشناسی نوین میکوشند با پژوهش در اساطیر به مفاهیم نمادین کهنالگوهای جاودانه دست یابند. برای نیل بدین هدف در این پژوهش پس از بررسی اساطیر مرتبط با گاو و نقشی که گاو در این اساطیر بر عهده دارد، با استفاده از شیوهی تحلیل اساطیر در مکتب اسطورهشناسی روانشناختی(نظرات یونگ) -یا همان روانشناسی اعماق – به عنوان یکی از مکاتب رایج در تحلیل اساطیر و جنبههای رازآلود آن، تلاش شده است تا مفهوم جاودانهی کهنالگوی ورزا در مجالس نمادین هخامنشی با توجه به اساطیر کهن ایران مورد تحلیل بررسی قرار گیرد.
اکثر پژوهشهای دانشگاهی بر اساس مکاتبی نظیر اسطورهشناسی زبانشناختی و یا آرای دکتر مهرداد بهار، که خود بر پایهی نظرات میرچا الیاده و نظریهی مادرسالاری استوار میباشد، صورت گرفته است. برخی دیگر با تاکید خاص بر ادبیات عوام و با استفاده از مکتب ساختارشناسی اشخاصی چون کاسیرر انجام شده است. استفاده از مکتب اسطورهشناسی روانشناختی نیز بدین دلیل است که تاکنون در داخل کشور پژوهشی در سطح دانشگاهی بر اساس آن صورت نگرفته و به بوتهی نقد اساتید صاحبنظر سپرده نشده است. البته باید تاکید کرد که مکتب یادشده همانند دیگر مکاتب حوزهی نماد و اسطوره، تنها یک فرضیه است و نه یک نظریۀ قطعی و نتایج به دست آمده بر اساس اصول مطروحه در آن نیز هیچ قطعیتی ندارد. از آنجایی که در این پژوهش تحلیل مجالس نمادین نیز با استفاده از نتایج یاد شده صورت خواهد پذیرفت، لازم است تأکید شود که با توجه به آرای اساتید محترم، این نوع تحلیلها نیز جنبهی تجربی داشته و اثبات شده نیستند. به همین سبب تلاش شده است تا نتیجه گیری نهایی پژوهش بر اساس متون کهن ایران صورت پذیرد. امید است تا انرژی ذهنی مصروفه در انجام مراحل دشوار این پژوهش مثمر ثمر بوده و راهگشای تحقیقات بعدی در زمینهی پیوند نمادها با روان انسان باشد.
1 -2 اهداف تحقيق
بررسی اشکال مختلف نقش گاو نر در صنایع دستی ایران هخامنشی
اثبات نمادین بودن نقش گاو
بررسی مفهوم نماد گاونر در صنایع دستی ایران هخامنشی
مطالعهی ارتباط اسطورهای نماد گاونر با دیگر عناصر نمادین در صنایع دستی ایران هخامنشی
1 -3 اهميت و ضرورت تحقيق
صنایع دستی ایران هخامنشی نمایش دهنده باورهای هنرمندان و مردمان ایران در دوران هخامنشی است. فراوانی نماد گاونر در صنایع دستی ایران کهن و هنرهای سنتی امروزین، نشان دهنده نقش پر اهمیت این جاندار در باورهای ایرانیان باستان است.
بررسی مفهوم نماد گاو نر در صنایع دستی ایران در دوران هخامنشی تحقیقی است جهت تولید دانش نظری برای افزایش آگاهی طراحان صنایع دستی در زمینهی نماد و اسطوره.
1 -4 پرسشهای پژوهش
آیا نقش گاو نر یک نماد است؟
گاو نر به چه اشکالی در صنایع دستی هخامنشی اجرا شده است؟
فراوانی نماد گاو نر در صنایع دستی ایران هخامنشی به چه دلیل است؟
گاو نر در اساطیر ایران با کدام ایزدان در ارتباط است؟
کارکرد نماد گاو نر در صنایع دستی ایران هخامنشی چیست؟
نماد گاونر در صنایع دستی ایران هخامنشی با کدام یک از عناصر تصویری نمادین دیگر در ارتباط است؟
1 -5 فرضیهها
نقش گاو نر یک نماد است و دارای یک مفهوم کهنالگویی مشخص است.
کهنالگوی گاو نر به صورت واقعگرایانه و همچنین در حالت انتزاع یافته نقش شده است.
فراوانی نماد گاونر در صنایع دستی ایران هخامنشی به دلیل اهمیت آن در اساطیر ایران است.
گاو نر در اساطیر ایران با ایزدانی که در اساطیر نقشی در ارتباط با چهارپایان بر عهده دارند، در ارتباط است.
نماد گاو نر در صنایع دستی ایران کهن کارکردی تعویذگونه و برای محافظت داشته است.
نماد گاونر با برخی از دیگر عناصر نمادین از جمله ماه در ارتباطی اسطورهایست.
1 -6 روش تحقیق
روش تحقیق از نظر هدف: نظری
روش تحقیق از نظر روش: توصیفی
روش یافته اندوزی (روش گردآوری دادهها): کتابخانه ای و میدانی
روش تجزیه و تحلیل:تطبیقی

فرگرد دوم: گاو نر در اساطیر ایران

گاو نر در متون اساطیری و حماسی ایران به شخصیتهای متعددی نسبت داده شده است. و همچنین به عنوان موجودی مقدس برای مقاصد خاصی قربانی شده است.
در فرگرد پیش رو به منظور بررسی نقش ورزا در اساطیر ایران هخامنشی در بند یکم در مورد آفرینش و قربانی گاو مطالبی که از منابع معتبر استخراج شده است، آورده خواهد شد. در بند دوم در مورد پیکرگردانی شخصیتهای اساطیری به صورت ورزا نکاتی ارائه خواهد شد.
در متون پهلوی در مورد آفرینش و قربانی گاو بخصوص در بندهش و گزیدههای زاداسپرم مطالبی ذکر شده است.
2 -1 آفرینش و قربانی گاو
ايرانيان باستان عقيده داشتند که هستی در مینو آفریده شد. آسمان نخستين بخش از جهان بود كه آفريده شد. پس از آن آب، و سپس زمين آفريده شد. بعد از اينها نوبت به نخستین نمونه حيوانات رسيد و گاو یکتا ( اِوَگدات) آفریده خلق شد. کیومرث نمونه نخستین مردمان پس از گاو آفریده شد»(کرتیس بیتا، 130).
هنگامي كه اول بار آفريدگان به وجود آمدند، ‌در حالت «مينويي» بودند: درخت بدون پوست و خار بود، و گاو سفيد و درخشنده همچون ماه، و گيومرث كه نمونه نخستين انسان است، همچون خورشيد مي درخشيد(هینلز 1975، 87).
در این اسطوره ارتباط گاو با ماه و ارتباط نخستین انسان یا نمونه شهریار زمینی با خورشید بیان شده است و در فرگردهای آتی بدانها پرداخته خواهد شد.
طبق روایات زرتشتی، گيومرث و گاو سه هزار سال را به نیکی سپری کردند اما اهريمن در نخستين حمله اش به جهان گيومرث و گاو نخستين را كشت. اهریمن در حمله به دنیای ساخته اورمزد ديو آز و گرسنگي و مرگ، استويدات، را براي نابودي ورزا، گاو نخستين ‌فرستاد. دیو بر گاو چيره ‌شد و ورزا از لاغري جان ‌سپرد. از از اندام هاي او اين حيوان چندین گونه دانة گياهي و خوراكي و انواع گياهان دارويي آغاز به روئيدن‌كردند. نطفه گاو به ماه رسيد و در آنجا پالوده شد. در ابتدا یک جفت گاو نر و ماده و از آنها انواع مختلف حيوانات و چهارپایان سودمند به وجود آمدند. به همين گونه، چون کیومرث درگذشت، نطفه او را زمين پذیرفت. از تن او كه از فلز بود، انواع مختلف فلزات به زمين رسيد و از نطفه او مشي و مشيانه كه نخستين زوج بشر بودند، از زمين روييدند. اهورامزدا فروهر کیومرث را به خورشید پایه فرستاد و از آنروز تابحال از طریق خورشید میدرخشد( shaki, 2000 )و(Malandra,2001).
پژوهشگران اعتقاد دارند این نسخهی متأخر از نسخهی باستانی اسطوره رونویسی شده است و شخصیت های موجود در آن تا حدی دستکاری شدهاند و در واقع کیومرث همتای پهلوی یمهی اوستایی (yima) است. جمشید نخستین انسان و نخستین شهریار است. نسل بشر از پشت جمشید بوجود آمده است. کیومرث نیز مانند جم و همتای کهن ودایی او یمه شخصیتی خورشیدی است. نقش یمه یا جمشید شاهنامه به عنوان نمود شهریار زمینی و یا نخستین شهریار در ایزد مهر نیز تبلور یافته است. در مهرپرستی گاوکشی به میترا و در زرتشتیگری به اهریمن نسبت داده شده است. جمشید نیز به عنوان نخستین کسی که گاو را قربانی کرده است، شناخته میشود. همتای ودایی جمشید، یمه (yama)، خدای جهان زیرین و مرکب او گاوی است که قربانی میشود. اسطورهی جمشید کهنترین صورت قهرمانی موجود در اوستا و وداهاست که با کهنالگوی گاو در ارتباط است. در گاتها آمده است که جمشید از کسانی است که گاو را قربانی کرده است. زرتشت او را سرزنش كرده كه براي خشنود ساختن مردمان، خوردن گوشت گاو را به آنها توصيه كرده است. برپایی آیین نوروز را نیز یادگاری از جمشید میدانند. مورخینی نظیر هرودوت از مراسم گاو کشی در نوروز و همچنین در مهرگان (جشن گاهنبار مرتبط با میترا) در میان ایرانیان مطالبی را ذکر کردهاند(SKJÆRVØ,2008 ).
در مورد شخصیتهای اساطیری مرتبط با گاو و جمشید در بخشهای آتی بیشتر صحبت خواهد شد.
2 -1 -1 گوشوروان
در امتداد روایت اسطوره آفرینش از گوشورون/ گوشوروان ( روان گاو) یاد می شود که پس از کشته شدن گاو نخستین از بیدادی که بر او روا شده بود و فقدان چوپانی حمایتگر به اهورامزدا شکایت کرد. در پاسخ او اهورامزدا زرتشت را به عنوان پشتیبان او معرفی نمود( Malandra,2001).
2 -1 -2 صورت فلکی ثور
مقام گاو در زمين برابر ثور در آسمان است. واژۀ ثور به معنای ورزا یا همان گاو نر است. صورت فلکی ثور در نقشه های نجومی منطقه از دوران باستان تاکنون به شکل گاو نری تصور شده است که خوشه پروین را در کوهان خود حمل میکند. این گاو نر گاهی بالدار تصویر شده است. در نقشههای باستانی نجومی صورت فلکی کماندار نوک پیکان خود را به سمت ثور نشانه رفته است.
ثور دومین برج از برجهای دوازده گانه است. در تمدن آشور نام دومین ماه «گاو هدایتگر» بوده است. در مُهرهای بابلی، عبارت «گاو روشنایی » یا «گاو آسمانی » دیده میشود. در ادبیات فارسی، صورت فلکی ثور با نامهای گاوِ گردون و گاوِ آسمان آمده است(یزدی،1389).
2 -1 -3 گاو آسماني
ايرانيان نيز مانند هنديان عقيده دارند كه جهان به هفت كرشور (در فارسي جديد كشور) تقسيم شده است. در بندهش آمده است که اين مناطق هنگامي آفريده شد كه براي اولين بار ایزد تیشتر باران را آفرید و بر زمين فرود آورد. بخش مياني، خونيرث نام دارد و نيمي از همه زمين را تشكيل مي دهد.کیانیان و یلان در خونیرث آفریده شدند. خونیرث به اندازه مجموع شش منطقه ديگر وسعت دارد. مردمان نمی توانستند از کشوری به کشور دیگر سفر کنند مگر بر پشت گاوی آسمانی به نام سریشوَک يا هديوش(هینلز بیتا، 31)
در کتاب پهلوی زادسپرم مهاجرت ایرانیان از خونیرث به دیگر کشورها سوار بر پشت همین گاو سریشوک صورت گرفته است. سه آتش بر پشت این گاو روشن بود شبي طوفان شديدي رخ داد و آتش ها از پشت گاو به دريا افتادند و در آن جا به سوختن ادامه دادند و در دريا به مردمان روشني بخشيدند. این آتش ها به دریا فروریخت و گوهر آنها یکی بود و به سه بهره شد و دوباره در سه جای فروزان گشت و به آذر فرنبغ (آتش موبدان در فارس) و آذرگشنسب، آتش پادشاهان و ارتشتاران (درآذربایجان) و آذربرزین مهر (آتش کشاورزان در خراسان) موسوم گشت. در این اسطوره به نگهداری آتش های سه گانه، بر پشت گاو آسمانی اشاره شده است. عدد سه نشانه ای از تثلیث مقدس است و در فرگردهای آتی بررسی خواهد شد.
هديوش در اساطير ايراني نام گاوي است كه گوپت شاه از آن نگاهداري مي كند و در هنگام رستاخيز، سوشيانت با يارانش آن را قرباني مي كنند و با چربي آن آميخته به هوم سفيد، مائدهاي ميسازند و به مردمان ميدهند و مردمان با خوردن آن عمر جاويدان مييابند. اين گاو بنا به سنت ايراني در دژي مستحكم نگهداري شده تا اينكه در روز رستاخيز قرباني شود. (جابز 1370، 161 – 162).
هديه جاودانگي هنگامي اعطا خواهد شد كه سوشيانس، منجی آخرالزمان در آیین زرتشتی، قرباني نهايي را با آخرين حيواني كه براي خدمت به بشر كشته ميشود، انجام دهد. اين همان قرباني گاو آسمانی است. از پيه آن گاو و شربت هوم سفيد اساطيري كه در درياي گيهاني قرار دارد، اكسير جاودانگي تهيه خواهد شد.
2 -2 گاو مرد
در اساطیر ایران گاو مرد،گوپت شاه نام گرفته است. او موجودی است آسمانی از آن جهت كه اندامش خیالی و ترکیبی است. نيمي از او انسان و نيمي از او گاو است. وظیفه گوپت شاه در اساطیر مراقبت از سريشوك یا هدیوش است. زيرا اين گاو آخرين حيواني است كه در بازسازي جهان كه همه آدميان بايد جاودانه گردند، قرباني مي شود.
2 -3 پیکرگردانی شخصیتهای اساطیری به صورت ورزا
میترا مشهورترین گاوکش تاریخ اساطیری جهان است و این شهرت را مدیون رواج مهرپرستی در امپراطوری روم باستان میباشد. در کتیبه های دولتی هخامنشی میترا و آناهیتا در کنار اهورامزدا یاد شدهاند، اما اساطیر ایرانیان در دورهی هخامنشی به متون کتیبهها محدود نمیشود. ایرانیان و هندیان در دورهای با هم میزیستهاند و متون کهن ریگ ودا معرف عقاید آنها در این دوره است. از بخشهای اوستا نیز یشتها قدمتی پیش هخامنشی دارد . بسیاری ایزدان که در یشتها ستایش شدهاند با ایزدان ودایی در برخی خصوصیات مشترکاند. بهرام یا ورثرغنه (vərəθraγna) همتای اوستایی ایندرای ودایی است. شخصیت اساطیری فریدون شاهنامه را با ترئتنه (traitana) ودایی و جمشید را با یمه (yama) ودایی تطبیق دادهاند. هوم (haoma) اوستایی با سوم (soma) ودایی منطبق است. تمام شخصیتهایی که از آنها نام بردیم با گاو ارتباط دارند. این ارتباط در بخش مربوط به هر کدام آورده خواهد شد.
2 -3 -1 میترا
دقیقاً نمیتوان تأیید کرد که بندگی ذوات اعظم آسمانی، یگانه و نخستین اعتقاد ابتدایی انسان بوده و همۀ اشکال مذهبی دیگر بعدها پدید آمده و پیدایش آنها نمودگار پدیدۀ تنزّل و تدنّی است. همچنین به نظر نمیرسد که چنین اعتقادی با اشکال دیگر مذهب در یک دورۀ زمانی خاص غیر قابل تلفیق بوده باشد. برخی اشکال دیگر مذهبی عبارتاند از: توتمپرستی، نیایش نیاکان و پرستش ارواح، اعتقاد به وجود جفتی ابتدایی، یا مادینه پنداشتن زمین و نرینهپنداری آسمان و زوج قرار دادن این دو با هم و کیشهایی با بنیاد خورشیدپرستی و ماهپرستی.
در کتیبههای پادشاهان هخامنشی در کنار اهورا مزدا، میترا و آناهیتا قرار داده شدهاند. به نظر میرسد میترا و آناهیتا نشانگر جفت ابتدایی آسمان و زمین هستند. چنانکه آناهیتا با رودها و دریاچهها ارتباط دارد و میترا با خورشید. علاوه بر آن میترا فرزند آناهیتا است و این خصیصه ارتباط ایزد بانوان باروری و فرزندی نرینه را تکمیل میکند. در مورد جفت ابتدایی در اساطیر اشتراکات بسیاری یافت میشود و مهمترین آنها تا آنجا که به بحث ما مربوط است، گاو سیما بودن این جفتهاست. مضمون گاو مادر زمین و جفت آسمانیش در بسیاری از مدارک کهن مرتبط با اساطیر یافت میشود. ارتباط آناهیتا با گاو در پس ارتباطش با ابرهای بارانزاست که به گاو ماده یا گاو روشنی تشبیه شدهاند.
میترا نیز در تقابل با اهورامزدا یک جفت فرمانروا را بوجود میآورد. شخصیت اوستایی اهورامزدا با وارونای ودایی، به سبب اشتراکات موجود در فرهنگ هندوایرانی، تطابق دارد. وارونا در وداها همراه با میترا زوجی میسازند که فرمانروایی دوجنبه ای روحانی – زمینی را تداعی میکند. وارونا خداوند آسمان است نام او به معنای وارونه، کاسۀ واژگون آسمان را تداعی میکند. میترا در وداها چشم واروناست و بر همه اعمال بشر نظارت دارد. به عنوان خدای خورشید و در نتیجه خدای پدید آورندۀ روز و شب شناخته میشود و همراه با وارونا بر زمین و آسمان حکومت میکند.
از سوی دیگر میترا فرزند آناهیتاست. یکی از صور زمینی آناهیتا را رودخانۀ آمودریا ( Oxus) است. واژۀ ( Ox) در زبانهای مرتبط با انگلیسی از جمله یونانی به معنای ورزا است. نام باستانی رودخانه (vaxšu ) است که واژۀ اوستایی huvaxša را تداعی می کندکه از القاب آناهیتاست. این رودخانه ایزد نگهبان مخصوصی دارد که با نام های ( vaxš )، ( vaxšu – varta )، به معنای حمایت شده به وسیلۀ وخشو یا آفریده شده به وسیلۀ وخشو، (Vaxšu data ) داده شده به وسیلۀ وخشو، خوانده شده است. این ایزد که برابر با میتراست بر روی مُهری از گنجینۀ آمودریا به شکل ورزاوی بالدار با سر انسان نقش شده است و به زبان یونانی قدیم با نام ( OAX?O ) بر روی سکهای کوشانی به شکل پیرمردی نقش شده است که یک ماهی یا دلفین را در دست چپ خود حمل میکند( Gray 1929, 60 -61 ).
علاوه بر دلایل ذکر شده میترا داراي دشتهاي پهن و گلههای بیشمار است و شخصیتی چوپانی دارد که او را با جمشید و گوپت شاه مرتبط میسازد.
2 -3 -2 يمه، جم (جمشید)
نقش مهر به عنوان نمود شهریار زمینی در ییمای اوستایی (yima) یا جمشید شاهنامه به عنوان نخستین شهریار تبلور یافته است(بهار و شمیسا 1388، 74).
جمشید نیز مانند میترا به عنوان نخستین کسی که گاو را قربانی کرده است، شناخته میشود. همتای ودایی جمشید، یمه (yama)، خدای جهان زیرین و مرکب او گاو نر است(SKJÆRVØ,2008).
جم شخصيت ديگري است كه به مجموعه عقايد دوران هندوايراني تعلق دارد. گرچه سنت هاي هندي و ايراني در شماري از جزئيات با هم توافق دارند، با اين همه شخصيت كلي جم مشخصاً با شخصيت يمه در هند تفاوت دارد. مشخصه برجسته يمه در وداها اين است كه وي نخستين كس از بيمرگان است كه مرگ را برگزيد. راه مرگ را سپرد تا راه جاودانان را به مردمان نشان دهد و مردمان با او در خانه سرود به سر برند. چون او شاه مردگان بود، مرگ را ، راه يمه دانستند. زوجۀ یمه در اساطیر یمی نام دارد. در ايران، برعکس هند، جمشيد بيشتر به صورت شاه جلوه گر است تا خدا. جم پيش نمونه آرماني همه شاهان است، و نمونه اي است كه همه فرمانروايان بدو رشك مي برند. از جم همچنين به عنوان گناهكار ياد مي گردد. زردشت او را سرزنش كرده كه براي خشنودي مردمان خوردن گوشت گاو را به آنان توصيه كرده است.یکی از سرودهای باستانی میگوید که او به دست برادرش سپیتوره( spityura ) به دونیم شد. در روایات بعدی دهاک(ضحاک) نه به عنوان موجودی اساطیری بلکه به عنوان ستمگری نابکار جم را میکشد و قلمروی زمینی او را تصاحب میکند (هینلز 1975، 54 – 57).
میترا، یمه و جمشید شخصیتهایی خورشیدی هستند. بر پایی آیین نوروز را یادگاری از جمشید می دانند. مورخینی نظیر هرودوت از مراسم گاو کشی در نوروز در میان ایرانیان مطالبی را ذکر کرده اند. (SKJÆRVØ,2008).
جشن نوروز در آغاز فصل بهار و جشن مهرگان نیز در فصل پاییز برگزار میشود. ارتباط هر دوی این جشن ها با گردش زمین به دور خورشید و میترا و جمشید به عنوان شخصیتهای خورشیدی مرتبطاست. از طرفی مرکب یمه گاو نر است. مرکب یک خدا در واقع صورت دیگر آن خدا را نشان می دهد. از سوی دیگر یمه با میترا همتاست. اما اینکه یمه راه بی مرگان را خود به انتخاب خود برگزید و همچنین جمشید گاو کشی کرده است. می توان چنین برداشت کرد که این ایزدان خود را قربانی می کنند. مانن خورشید که هر روز غروب قربانی می شود و به دنیای زیرین می رود.
2 -3 -3 فریدون، ثرئتونه (θraetaona)
فریدون در شاهنامه فردوسی گاو دایهای دارد به نام گاو برمایه که رنگین توصیف شده است. گرز فریدون مشهور است به گرز گاو سر که در اساطیر از کاسه سر گاو برمایه پس از مرگش ساخته شده است. با همین گرز گاو سر است که فریدون با ضحاک میجنگد. در بندهش در بخشی که در مورد شجرهی کیانیان صحبت شده است، نام پدران فریدون به گاو ختم میشود، مانند پور گاو، سیه گاو، سپید گاو، سوگ گاو (Khaleghi Motlagh, 1988 ).
صورت اوستایی برابر با تریتونۀ ودایی (traitona -)، ثرتئونه (θraetaona) یا همان فریدون است. در بخش های حماسی اوستا، داستان پیروزی ثرئتونه یا فریدون بر اژی دهاک برابر با اسطورۀ ودایی تریته و ایندره در کشتن ویشوروپۀ (višurupa) سه سر، سه دهان و اهی ورتره (vṛtra) است. اما نکتۀ مهمی که در ریگ ودا وجود دارد، قرار گرفتن ایندره و تریته به عنوان ایزدان فردی برابر با ایزدان گروهی ماروت ها (marut) است و در بخش هایی از سرودهای ودا، ماروت ها ایندره و تریته را در کشتن اهی ورتره یاری می رسانند. در وداها، ماروتها پسران رودرا (rudra) و گاو پرشنی (pərəšni) هستند. این گاو رنگین توصیف می شود. فریدون نیز به تبع قرینۀ ودایی خود در گروه ماروتها قرار دارد، مادر/دایۀ او نیز در اصل گاوی است رنگین که در شاهنامه به صورت گاو برمایۀ طاوس رنگ توصیف میشود (مختاریان 1387، 125 -135).
در شاهنامه فردوسی از گرزی گاو سر یاد شده است که فریدون در جنگ با ضحاک به کار می برد. قرینه ودایی فریدون ثرئتونه با سلاح خود، رعد، ويشوروپه اژدهاي سه سر شش چشم را مي كشد. در حادثه ديگري تريته (trita -) ديوي را كه شكل خرس دارد با گرز خويش از پاي در مي آورد. تريته همراه با طوفان غرش مي كند و هنگامي كه در شعله هاي اگني (ایزد آتش) مي دمد، اين شعله زبانه مي كشند(هینلز 1975، 59 – 61).
2 -3 -4 بهرام(ورثرغنه) و ایندرا
ایندرا خداي آذرخش و باران و همچنین خداي جنگ و طوفان است. او پهلوان -خدای دوره مشترك هند و ايراني است. در اساطير هند ايندرا پيوسته با ورزا گاو قياس مي شود كه نماد روح نرينهي جنگجو و قدرتمندي هاي اساسي نژاد است(دادور و مبینی 1387).
سلاح ایندرا آذرخش است. واژه آذرخش در سنسكريت واجرا (vajra) است كه برابر آن در اوستا وَزرا (varza) است ولي با معناي گرز(بهار و شمیسا 1388، 42).
ايندرا مظهر پهلواني خدايان است. او با نوشيدن چند جرعه شراب مقدس سومه قدرتمند می شود، ورتر ديو خشكي و تاريكي را مي كشد. ورتر ابرها را اسير كرده و به غار خودش در كوهستاني برده بود. این ابرها كه گاهي به صورت زن يا گاو شبيه مي شوند، با عباراتی نظیر گاوهاي به سرقت رفته روشنايي يا باران و باكره سپيده دم توصیف شده اند. ايندرا آنها را آزاد مي كند و ورتر را با آذرخش خود مي كشد و در نتيجه بركت حاصل مي شود.
ایندرا در گاتها به عنوان موجودي اهريمني یاد مي گردد. اما ايندرا صفتي دارد به اسم ورثرغن. ورثره يك ديو است و هَن یا غَن به معني كشتن است و روي هم ورثرغن به معني ورثره كش است. اين خدا اژدهايي را به نام ورتر یا ورثره مي كشد و آب ها را آزاد مي كند. در اوستا ايندره تبديل به يك ديو شده است ولي صفت او ورثرغنه كه ما امروزه بهرام تلفظ مي كنيم به ايزدي بزرگ تبدیل شده است( بهار و شمیسا 1388، 38).
بهرام یا ورثرغنه خداي سلحشور، مهاجم، و نيروي پيروزمند در مقابل ديوان است. در بهرام يشت آمده است كه بهرام ده تجلی يا صورت دارد كه هر كدام از آن ها مبين نيروي پوياي اين خداست. نخستين تجسم او باد تند است؛ تجسم دوم او گاو نر زردگوش و زرين شاخ است؛ سومي اسب سفيدي است با ساز و برگ زرين؛ چهارمي شتر باركش تيزدنداني است كه پاي بر زمين مي كوبد و پيش مي رود؛ پنجم گراز تيزدنداني است كه به يك حمله مي كشد؛ هم خشمگين است و هم زورمند؛ ششمي جواني است به سن آرماني پانزده سالگي؛ هفتمي پرندهایست تيزپرواز؛ هشتمي قوچ وحشي است؛ نهمي بز نر جنگي است؛ و بالاخره دهمي مردي است که شمشير زرين تيغه در دست دارد(هینلز 1975، 41).
ورثرغنه مهر را در جنگ با پیمان شکنان یاری می کند. بهرام وجودي است انتزاعي يا تجسمي است از يك انديشه و تعبيري است از نيروي پيشتاز و غير قابل مقاومت پيروزي.
در مهر یشت از ورثرغنه به عنوان كسي سخن به ميان مي آيد كه: «… آفريده شده به وسيله اهورا، به صورت يك گراز با دندان هاي تيز از خود مدافعه كند. يك گراز نر با چنگال هاي تيز. گرازي كه به يك ضربت هلاك كند. (گراز) غضبناكي كه به آن نزديك نتوان شد، با صورت خال خال دار. يك گراز (گراز) قوي با پاهاي آهنين، با چنگال هاي آهنين، با اعصاب آهنين، با دم آهنين، با چانه آهنين»(کرتیس بیتا، 124).
بهرام



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید