گروه ارتباط تصويري
عنوان: پوسترهاي سينمايي سه دهه ي اخير ايران ( از 1360 تا 1390)
پروژه عملي: طراحي پوستر براي فيلم هاي سينمايي و تلويزيوني
پايان نامه براي دريافت درجه کارشناسي ارشد رشته ارتباط تصويري
استاد راهنما :
دکتر کامران افشار مهاجر
دانشجو:
ناصر نصيري
1391
کليه حقوق مترتب بر نتايج مطالعات ، ابتکارات و نو آوري هاي
ناشي از تحقيق موضوع اين پايان نامه
متعلق به موسسه آموزش عالي نبي اکرم ( ص ) تبريز است .
به نور
که بيداري هديه ي اوست …
چکيده
پژوهش حاضر در چهار فصل به بررسي آثار پوستر هاي سينماي سه دهه ي اخير ايران -1360 الي1390- مي پردازد.
طي يک دوره تحقيق کتابخانه اي مطالبي پيرامون شکل گيري و تولد سينما در جهان براي فصل اول انجام شد و در ادامه براي جمع آوري مطالب مطروحه در فصل دوم نيز همان تحقيق کتابخانه اي و گاهي تحقيق ميداني مورد استفاده قرار گرفت و در موارد معدودي نيز از شيوه ي مصاحبه ي حضوري و مصاحبه هاي منتشر شده بهره برداري شد.
سپس در فصل بعدي تمامي پوسترهاي منتشر شده در فاصله ي دهه هاي مذکور در فرم هايي که تعبيه شده بود قرار گرفت و پاسخ هايي که براي سئوال هاي مطروحه در مورد فرم، ترکيب بندي و ساختارغالب و رنگ و مواردي از اين دست به دست آمد در جداولي تنظيم شد و ضريب ها و درصد هايي مشخص شده که به طور کلي و جزئي شخصيت کمي و کيفي و رنگ و ارزش هاي کيفي پوسترهاي سينمايي اين محدوده ي زماني ايران را در بوته ي سنجش قرار داد و ميزان نقدينگي کيفي آنهارا مشخص کرد که با ترسيم نمودارهايي درصدهاي به دست آمد که در بخش نتيجه گيري به طور مفصل به آنها پرداخته شده است.
در فصل پاياني پژوهش حاضر تعدادي پوستر که براي فيلم هاي سينمايي طراحي شده اند راهکارهايي را ارائه مي دهند در جهت حفض معيارهاي پوستر فيلم براي مخاطبين ايراني با تکيه بر زحمات اساتيد گذشته و تأثيراتي که هنرمندان اين عرصه در مکاتب مختلف بين المللي بر روند شکل گيري هنر پوسترسازي براي فيلم در طورل تاريخ صد و اندي ساله ي سينما انجام داده اند.
واژگان کليدي: پوستر، سينما، سينماي ايران، پوستر فيلم
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فهرست مطالب هشت
چکيده
مقدمه
فصل اول : سينما ، رسانه موثر دنياي معاصر
1-1- نگاهي اجمالي به شکل گيري صنعت سينما
1-1-1- پيش از سينما 2
1-1-2- تولد سينما 2
1-1-3- دوران صامت 3
1-2 – نگاهي گذرا به مکاتب تأثير گذار سينما
1-2-1- اکسپرسيونيسم آلمان 4
1-2-2- جنبش سينماي ناب ژاپن 4
1-2-3- دوگما 95 5
1-2-4- رئاليسم شاعرانه 5
1-2-5- سينما نوو 6
1-2-6- سينما نگاه 6
1-2-7- سينماي بازنوگرا 6
1-2-8- سينماي زير زميني 7
1-2-9- سينماي سوم 7
1-2-10- سينماي نوين آلمان 7
1-2-11- فوتوريسم ايتاليا 8
1-2-12- موج نوي فرانسه 8
1-2-13- موج نوي ژاپن 9
1-2-14- نئورئاليسم 10
1-2-15- هاليوود نو 10
1-2-16- کاليگرافيسم 11
1-2-17- کامراشپيل 11
1-3- رويکرد عامه پسند و رويکرد هنري
1-3-1- رويکرد عامه پسند 11
1-3-2- رويکرد هنري 13
1-4- تاريخ سينماي ايران در يک نگاه
1-4-1- دهه ي چهل و پنجاه 15
1-4-2- سينماي پس از انقلاب 16
1-4-3- موج نوي سينماي ايران 16
فصل دوم : پوستر رسانه ي موثر براي معرفي فيلم

2-1- مختصري درباره پوستر
2-2- نگاهي اجمالي به ويژگي پوستر فيلم در جهان
2-3- نمونه هاي موفق پوستر فيلم در جهان
2-3-1- پوستر لهستان 25
2-3-2- صد سال پوستر سينماي لهستان 28
2-3-3- پوستر فرانسه 31
2-3-4- پوستر کوبا 35
2-3-5- مکتب پوش پين 36
2-4- مختصري درباره تاريخچه ي پوستر در ايران
2-5- پوستر فيلم در ايران
فصل سوم :
نتيجه گيري: ويژگي هاي بصري پوسترهاي سينمايي سه دهه اخير ايران
3-1- دهه ي 1360 – 1390 46
شرح کار عملي 55
پروژه ي عملي
مقدمه
با توجه به حضور حدود 100 ساله ي سينما در ايران و به تبع آن توليد پوستر براي فيلم ها در طي اين سال ها و همين طور هم زماني اين دو شاخه ي ارتباط بصري که معاصرترين هنرهايي هستند که به طور جدي و مداوم در زندگي مردم عصر حاضر حضور دارند به نظر مي رسد هنر پوستر سازي براي فيلم در سينماي ايران بايد مراحل رشد و تکامل خود را گذرانده باشد و اکنون ديگر در دوره ي بالندگي به سر ببرد.
سينماي ايران در دهه هاي اخير حضوري چشمگير در مجامع بين المللي داشته و جوائز و افتخارات متعددي را کسب کرده است، بنابراين جا دارد نگاهي نيز به همراه هميشگي اين هنر – پوسترسازي - انداخت براي روشن شدن اين موضوع که آيا حرکت رو به رشد و تکميلي سينما در هنر پوستر سازي نيز اتفاق افتاده يا خير و چرا؟
از سوي ديگر با تأمل در اين که اساتيد نسل گذشته طراحي گرافيک ايران و همين طور نقاشان چيره دستي که سعي در ارتقاء هنر پوسترسازي براي فيلم هاي ايراني انجام دادند جا دارد بررسي شود که آيا آن همه نيروها که صرف شد در جهت ايجاد مسيري روشن و صحيح براي ارتقاء سطح سليقه ي سفارش دهنده ها و فيلم سازان و سينماداران و همچنين مخاطبين سينماي ايران آيا به نتيجه رسيد يا مسير ادامه يافت؟ ذکر اين نکته خالي از لطف نيست که هنرمندان بزرگي همچون مرتضي مميز، قباد شيوا ، عباس کيارستمي و… با تمام توان خود سعي کردند آثاري ارزشمند و متفاوت ارائه دهند و سينماي ايران را صاحب رسانه ي بصري و سليقه گرافيکي سالم و درخور قدمت و غناي بصري ايران بکنند.
تا کنون فعاليت چشمگيري در خصوص بررسي کيفيت بصري و ارزش هاي هنري پوسترهاي سينماي ايران انجام نشده است و اگر هم کارهايي صورت پذيرفته چندان وسيع و تأثيرگذار نبوده است. شايد تنها تلاش جدي را در اين حوزه آقاي مسعود محرابي انجام داده اند براي کتاب 100 سال اعلان و پوستر سينماي ايران که بسيار ارزشمند است و جا دارد که از زحمت هاي ايشان تشکر و قدرداني شود چرا که امکان جمع آوري چنين مجموعه اي مستلزم مشقت هاي فراواني ست، ليکن اين کتاب به نوعي سعي در گردآوري آثار نموده و بيشتر در بردارنده ي ارزش تاريخي و کمي ست. چرا که همانطور که خود پژوهشگر نيز در مقدمه متذکر شده اند تمامي آثار در اين کتاب بدون ارزيابي کيفي جمع آوري شده اند.
اما در پژوهش حاضر با قدرداني از زحمات کساني که پيش ترها در منابع مختلف و نشريات تخصصي و مجامع و نشست ها و… چنين نگاهي را آغاز کرده اند سعي دارد بيشتر بر مسير کيفي توليد آثار پوسترهاي سينمايي بپردازد و آنها را نه از نظر کمي که بر مبناي ارزش هاي زيبايي شناسي و کيفيت سنجي مورد بررسي قرار دهد. البته در اين پژوهش پوسترهاي سينمايي سه دهه ي اخير ايران مورد نقد و بررسي و ارزيابي قرار خواهد گرفت.
تحقيق حاضر براي پي بردن به ارزش ها و کاستي هاي پوسترهاي سينمايي سه دهه ي اخير از مسيرهاي مختلفي عبور کرده است و از روش هاي گوناگوني در جهت گردآوري منابع و مطالب بهره برده است. بخش اول و دوم اين پژوهش بيشتر براساس تحقيق کتابخانه اي انجام گرفته براي پرداختن به صورت خيلي مختصر و اجمالي به تاريخ سينماي جهان و ايران و سپس تاريخچه اي خلاصه از پوسترهاي موفق سينماي جهان و مکاتب تأثير گذار و همين طور تاريخچه اي مختصر از پوستر و پوستر سينما در ايران و البته براي جمع آوري منابع بصري و بخشي از پوسترها و … از تحقيق ميداني نيز بهره برداري کرده است و در مواردي نيز براي حل عده اي ازسئوال ها – در مواردي که امکان بوده – از روش مصاحبه نيز استفاده شده است.
در ادامه با طرح عده اي سئوال بر پايه ي آناليز آثار و نگاهي جزئي تر پوسترهاي سه دهه ي اخير سينماي ايران مورد بررسي کيفي قرار گرفت و نتايجي به دست آمد که در بخش نتيجه گيري به طور مفصل با ترسيم نمودارها و جداولي نتايج مشخص شده است.
فصل اول
سينما ، رسانه موثر دنياي معاصر
1-1- نگاهي اجمالي به شکل گيري صنعت سينما
1-1-1- پيش از سينما
1-1-2-تولد سينما
1-1-3-دوران صامت
1-2 – نگاهي گذرا به مکاتب تأثير گذار سينما
1-2-1-اکسپرسيونيسم آلمان
1-2-2-جنبش سينماي ناب ژاپن
1-2-3-دوگما 95
1-2-4-رئاليسم شاعرانه
1-2-5-سينما نوو
1-2-6-سينما نگاه
1-2-7-سينماي بازنوگرا
1-2-8-سينماي زير زميني
1-2-9-سينماي سوم
1-2-10-سينماي نوين آلمان
1-2-11-فوتوريسم ايتاليا
1-2-12-موج نوي فرانسه
1-2-13- موج نوي ژاپن
1-2-14- نئورئاليسم
1-2-15-هاليوود نو
1-2-16-کاليگرافيسم
1-2-17- کامراشپيل
1-3- رويکرد عامه پسند و رويکرد هنري
1-3-1- رويکرد عامه پسند
1-3-2- رويکرد هنري
1-4- تاريخ سينماي ايران در يک نگاه
1-4-1- دهه ي چهل و پنجاه
1-4-2- سينماي پس از انقلاب
1-4-3- موج نوي سينماي ايران
1- 1 – نگاهي اجمالي به شکل گيري صنعت سينما
1-1-1-پيش از سينما
نمايش و رقص مولفه‌هاي مشترک بسياري با فيلم داشت، از قبيل متن نمايش، نورپردازي، طراحي لباس، توليد،کارگرداني، بازيگري، بينندگي، مستمعين و درجه بندي. سابقه دو هنر فوق به هزاران سال قبل از فيلم بر مي گردد. بسياري از اصطلاحات فني اين دو حوزه نيز در آينده در نظريه و نقد فيلم بکار رفت مثل اصطلاح ميزانسن. قدمت جعبه به ابن هيثم در کتابي از او با نام کتاب المناظر بر مي گردد (1021م، قرن پنجم) و بعدها اين دستگاه توسط گيامباتيستا دلا پارتا در سال 1600 تکميل مي شود. نور توسط يک سوراخ کوچک يا يک لنز در خارج از آن برعکس مي شود، و بر روي يک سطح صاف يا صفحه نمايش داده مي شود، در سال 1740 و 1748 ديويد هوم در مقالات رساله اي درباره طبيعت آدمي و پرس و جويي درباب فرآيند فهم در آدمي به بحث درباره مشارکت و انگيزش مايه خيال بوسيله تصاوير مي پردازد که عده اي گمان مي کنند که اولين ارجاعات در مورد زبان فيلم است.
1-1-2-تولد سينما
در سال 1878 ميلادي، ادوارد مايبريج با حمايت مالي للاند استانفورد که سياست مدار و مؤسس دانشگاه استنفورد بود موفق به عکس برداري پشت سر هم از اسبي به نام سالي گاردنر شد. اين عکس هاي متوالي توسط 24 دوربين پشت سر هم برداشته شد. آزمايش فوق در 11 ژوين در مزرعه پالو آلتو و با حضور نشريات برگزار شد. دوربين ها به موازات حرکت اسب در يک مسير مستقيم قرارداده شد و شاتر هر دوربين بوسيله سيمي که با سم اسب در ارتباط بود کنترل مي شد.
هر تصوير در يک هزارم ثانيه برداشت مي شد. فيلم بعدي که تجربه شد منظره باغ روندهاي بود که در 14 اکتبر 1888 ميلادي بوسيله لوئيس پرينس در ليدز، ايالت يورکشاير غربي انگليس ساخته شد. لذا انگليس بعنوان اولين کساني که تصوير متحرک دست يافته اند شناخته مي شوند. در 21 ژوئن 1989 ميلادي، ويليام گرين حق امتيازي به شماره 10131 براي دوربين کرونوفوتوگرافيک اش گرفت. ظاهراً دوربين او قادر به گرفتن 10 عکس بر روي فيلم سلولوليد سوراخ دار بوده است. گزارشي از اين دوربين در روزنامه عکسي انگلستان در تاريخ 28 فوريه 1890 ميلادي منتشر شد. گرين يک سري تصوير از قضيه را براي توماس اديسون يعني کسي که در آزمايشگاهش دستگاهي به نام کينتوسکوپ را ساخته بود ارسال کرد. اين گزارش بار ديگر در مجله Scientific American در تاريخ 19 آوريل همان سال به انتشار رسيد. گرين در سال 1890 مکاني براي نمايش تهيه کرد اما سرعت پايين نمايش عکس ها باعث عدم توجه چشم گيري به آن شد. ويليام کندي لاري ديکسون، که همکار اديسون در لابراتوارش بود توانست با ساخت نواري از جنس سلولولئيد براي خودش اعتباري کسب کند. آنها براي توليد فيلم استوديويي به نام بلک ماريا ساختند. (به علت شباهت ساختمان استوديو با ماشين مخصوص حمل مجرمين که نامش بلک ماريا بوده است). کينتوسکوپ با موفقيت در کل اروپا منتشر شد اما اديسون هرگز اين وسيله را خارج از آتلانتيک ثبت نکرد. اين امر باعث شد تا از روي اين دستگاه تقليدهايي صورت گيرد، مثل دوربيني که بوسيله مخترع انگليسي رابرت و. پائول و بيرت اکرس شريکش ساخته شد. پائول عقيده بر نمايش تصاوير متحرک براي گروهي از تماشاچيان عمومي به جاي بينندگان خاص را داشت، از اينرو يک فيلم پروژکتور توليد کرد، اولين نمايش خودش را در 1885 انجام داد. در حول و حوش همين زمان، در فرانسه، آگوست و لوئي لومير سينماتوگراف را اختراع کردند، يک دستگاه قابل حمل که سه قطعه دوربين، چاپگر و پروژکتور را در يکجا جا داده بود. آنها به زودي با فيلم هاي واقع گرايانه خود به اصلي ترين توليد کنندگان اروپا تبديل شدند، کارهايي مثل کارگران کارخانه لومير را ترک مي کنند و کارهاي خنده آوري مثل آب پاش آب پاشي مي شود(هر دو در سال 1895).
اولين نمايش عمومي فيلم موشن پيکچرز در اروپا، متعلق به ماکس و اميل اسکلادانوسکي بود که با دستگاه آپاراتوس شان بايوسکوپ که يه دستگاه بدون لرزش بود از 1 تا 31 نوامبر 1985 انجام شد. در مي همان سال در آمريکا، اوژن آگوستين لائوست دستگاه ايدلوسکوپ را براي خانواده لاتهم طراحي کرد. در اين دوران فيلم ها کمتر از 1 دقيقه بودند و اغلب يک صحنه واقعي يا نمايشي را از يک اتفاق عمومي يا ورزش يا بزن و بکوب را نمايش مي دادند. هنوز از دستکاري در فيلم خبري نبود: نه تدويني و اکثراً بدون حرکت دوربين و صحنه مستقيم. شاخصه تازگي تصاوير متحرک خود به تنهايي کافي بود تا يکي از بزرگترين اتفاقات قرن اخير باشد.
1-1-3-دوران صامت
در دوران صامت پيوند تصوير با صداي همزمان براي مبدعين اين امر ممکن نبود، در واقع روشي براي اين کار تا اواخر 1920 پيدا نشده بود. از اين جهت در 30 سال اول عمر سينما، فيلم ها صامت بودند هرچند که با موسيقي زنده و حتي گاهي هم جلوه‌هاي صوتي محيطي و حتي تفسيرهايي که توسط نمايش دهنده فيلم ارائه مي شد همراه بود.
تاريخ سينما از 1895 تا 1906
11 سال اوليه عمر تصاوير متحرک سير تحول سينما از يک ابداع تازه به يک تفريح عمومي و همگاني بود. خود فيلم ها تحولي را از فيلم هاي تک شات که کاملاً توسط يک نفر و تعداد محدودي همکار ساخته مي شد به فيلم هاي چند دقيقه اي و چند شاته، که توسط کمپاني هاي بزرگ با قواعد صنعتي ساخته مي شد را نشان مي دهد.
تجارت فيلم تا 1906
اولين نمايش تجاري فيلم در 14 آوريل 1894 در اطاقک کينتوسکوپ صورت گرفت. مشهود است که اديسون در پي اختراع سيستم صوتي فيلم بوده، اتفاقي که تا 1927 و در فيلم خواننده جاز صورت نگرفت. در 1896 فهميدند که در صورت نمايش براي افراد بيشتر پول بيشتري حاصل خواهد شد. از اين رو کمپاني اديسون پروژکتوري که توسط آرمات و ژنکينز ساخته شده بود و نامش فانتسکوپ بود را گرفتند و به ويتاسکوپ تغيير نام دادند.
1- 2 – نگاهي گذرا به مکاتب تأثير گذار سينما
1-2-1- اکسپرسيونيسم آلمان
اکسپرسيونيسم آلمان1 جنبشي در هنر و سينماي آلمان بود که تقريباًً از اوايل دهة ده آغاز شد. اين جنبش در سينما با فيلم دانشجوي پراگ (1912) ساخته استلان ريه و پل وگه‌نر آغاز شد. هرچند فيلم مطب دکتر کاليگاري (1920) فيلم اکسپرسيونيستي معروف‌تري است. در فيلم هاي اکسپرسيونيستي شاهد استفاده از فضاهايي بسيار پرکنتراست و تاريک، سايه‌هاي سياه و بلند، خطوط تيز، فضاهاي آبستره و بازيگري اغراق آميز هستيم. اين فيلم ها نگاه بسيار سياه و تلخي نسبت به جامعه داشته‌اند. در اصل، آلمان دهه بيست، کشوري سرشار از مشکلات اقتصادي و اجتماعي بود و شکست در جنگ جهاني اول روحيه ملت آلمان را تضعيف کرده بود و مردم اين کشور را تحت يک تحقير مداوم قرار داده بود. انعکاس افسردگي جمعي و فضاي تاريک حاکم بر آلمان را در فيلم هاي اکسپرسيونيستي مي‌بينيم. در فيلم هاي اکسپرسيونيستي، انسان موجودي متزلزل است که در دنيايي کابوس‌گونه زندگي مي‌کند. در طي سال‌هاي تکامل سينماي اکسپرسيونيسم. شاخه‌هاي ديگري از اين سينما همانند کامراشپيل‌ و اکسپرسيونيسم خياباني نيز به‌وجود آمدند. برخلاف اکسپرسيونيسم اوليه که مبتني بر نقاشي و گرافيک پس‌زمينه بود اين جنبش‌ها بيشتر فضاهاي تاريک واقعي‌تري را با نورپردازي پرکنتراست پديد آورند.
1-2-2- جنبش سينماي ناب ژاپن
جنبش سينماي ناب ژاپن2 جنبشي در سينماي ژاپن بود که اواخر دهة ده در سينماي ژاپن آغاز شد و هدف اصلي‌اش مخالفت با روية تئاتري در سينماي ژاپن بود. منتقدين سينمايي در نشرياتي مثل «ضبط سينمايي» و «سينماي ژاپن» انتقاداتي اساسي به سينماي اولية ژاپن وارد ساختند. آن‌ها اعتقاد داشتند که سينماي ژاپن در اصل مبتني بر نمايش‌هاي کابوکي و روايت گري بنشي‌ها در سالن‌هاي سينمايي است و اين سينما چيزي واقعاً سينمايي در خود ندارد. آنها سينماي ژاپن را نمايش‌هاي کابوکي فيلم ‌شده مي‌دانستند. اولين فيلم سينماي ناب ژاپن را نوريماسا کائرياما با نام تابش زندگي در سال 1918 ساخت. در اين سينما از تمهيدات دراماتيک و سينمايي بيشتري استفاده شد.
1-2-3- دوگما 95
دوگما 395 يک سبک سينمايي است که توسط لارس فون ترير و تامس وينتربرگ دو کارگردان دانمارکي در سال 1995 ايجاد شد و بعدها عده ي ديگري از کارگردان‌ها از نقاط مختلف جهان به آنها پيوستند. دوگمايي‌ها يک مانيفيست سفت و سخت در باب فيلم سازي داشتند. هدف از اين مانيفيست هرچه واقع‌گراتر کردن سينما بود. آنها به کار بردن انواع گوناگون تمهيدات مصنوعي را در سينما ممنوع کردند و فقط به کارگيري صحنه‌هاي طبيعي با نورهاي طبيعي و دوربين روي دست را مجاز شمردند. از نظر آنها فيلم برداري حتماً بايد در لوکيشن و بدون دستکاري محيط صورت گيرد. آنها استفاده از موسيقي زمينه، نورهاي مصنوعي، طراحي صحنه، استفاده از فيلترها و کلاً تمامي دستکاري‌هاي محيط را ممنوع اعلام کردند. دوگمايي‌ها فيلم هاي خود را به ترتيب دوگما يک، دوگما دو الي آخر نام نهادند.
1-2-4- رئاليسم شاعرانه
رئاليسم شاعرانه4 جنبشي در سينماي فرانسه بود که از اوايل دهة سي آغاز شد. فيلم سازان اين جنبش نگاه بسيار بدبينانه‌اي نسبت به جامعه داشتند. فضاي اندوه بار، تلخ و در عين حال شاعرانه‌اي در فيلم هاي رئاليسم شاعرانه وجود دارد. قهرمانان اين نوع فيلم ها معمولاًً افراد عاشق پيشه‌اي هستند که در راه عشق جان خود را نيز از دست مي‌دهند. آنها معمولاًً افرادي از طبقة پايين يا کارگر هستند. اين سينما به شدت تقديرگرا است و تقدير را حاکم بر زندگي قهرمانان مي‌داند. تقديري که معمولاًً با مرگ و نابودي قهرمان همراه است.
1-2-5- سينما نوو
سينما نوو5 جنبشي در سينماي برزيل بود که در دهه‌هاي پنجاه و شصت در سينماي برزيل پا گرفت. فيلم سازاني چون گلوبر روشا و نلسون پريرا دوس سانتوس اين جنبش سينماي را آغاز کردند. شعار اصلي اين فيلم سازان اين بود: « يک دوربين در دست و يک ايده در ذهن». سينماي نوو، ماهيتي ضداستعماري داشت. در نهايت اين جنبش



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید