فصلناصوزارت علوم تحقیقات و فناوری
گروه هنر
پایان نامه دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته ارتباط تصویری
تأثیر بصری رنگ بر عنوان بندی فیلم
استادان راهنما
سعید فریسی – منیژه باقری
پژوهشگر
محدثه السادات حسینی نژاد
بهار 1392
وزارت علوم تحقیقات و فناوری
گروه هنر
پایان نامه دریافت درجه کارشناسی ارشد رشته ارتباط تصویری
تأثیر بصری رنگ بر عنوان بندی فیلم
استادان راهنما
سعید فریسی – منیژه باقری
پژوهشگر
محدثه السادات حسینی نژاد
بهار 1392
با تشکر از
استادان عزیزم جناب دکتر فریسی و سرکار خانم باقری
خواهر عزیزم و دوستان خوبم که همگی در این راه مرا یاری نمودند.

تقدیم به
پدر و مادر عزیزم که تمام وجودم از وجود آنهاست.
ل
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی رنگ در عنوانبندی فیلم به نگارش در آمده است. آنچه در این پروژه مشاهده میشود گزیدهای از مطالب جمعآوری شده در باب صنعت سینما، روان شناسی رنگ، معانی رنگها و عنوانبندی فیلم است. در این پروژه سعی بر آن است که با توضیح مختصر و کوتاه مخاطب را با آنچه پیش رو دارد آشنا کند. رنگ زبان جهانی است، باعث تحریک احساسات در انسان میشود و موجب شکلگیری فرهنگ ما است، دارای بُعد انسانی است که فضاهای خاصّی در پیرامون انسان پدید میآورد. رنگ در جای جای زندگی و طبیعت اطراف انسان موجود است.
عنوانبندی در ایران از تعاریف گوناگونی برخوردار است: معرفی نامهی فیلم؛ سر فصل فیلم؛ قاب فیلم و….
عنوانبندی فیلم همان کارکرد بسته بندی و یا جلد کتاب را دارد که با مراجعه به آن میتوان به محتوای کلّی آن دست یافت. این پژوهش به روش توصیفی پیمایشی انجام شده است. جامعهی آماری در این پژوهش ساکنین شهر اصفهان و تبریز میباشند. از هر شهر200 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شدند و پرسشنامه در اختیار آنها قرار گرفت. ابزار این پژوهش پرسشنامهای است که توسّط محقّق تهیّه و تنظیم شده است. روایی آن از طریق روایی صوری مورد تأیید اساتید قرار گرفت و پایایی آن از روش ضریب آلفای کرونباخ9/0 به دست آمده است.
کلید واژه: رنگ، مخاطب، روان شناسی رنگ، عنوانبندی، ژانر.
فهرست مطالب
عنوان
چکیده
فصل اول : کلیات تحقیق
1- 1 تعریف مسئله3
1-2 ضرورت و اهمیّت تحقیق3
1-3 سؤالات تحقیق3
1-3 سؤالات تحقیق3
1-4 فرضیّات تحقیق3
1-5 اهداف اصلی و فرعی4
1-6 روش جمع آوری اطّلاعات4
1-7 کاربرد تحقیق4
1-8 پیشینه تحقیق5
1-9چگونگی انجام پروژه عملی6
1-10روش تحقیق6
فصل دوم : نور و رنگ
2-1 تعريف نور9
2-2 تعريف رنگ10
2-3 پیشینه رنگ11
2-4 رابطه نور و رنگ13
2-5 تأثيرات نور14
2-6 ارزش رنگي15
2-7 رنگ‌هاي هماهنگ15
2- 8 دماي رنگ16
2-9 بافت16
2-10 كُمپوزيسيون رنگ17
2-11 زمينه و رنگ‌هاي روي زمينه17
2-12 رابطه رنگ و فرم (شكل)18
2-13 وسايل تأكيد فرم (مزاج رنگ)18
2-14 رنگ‌هاي تأثيرگذار و رنگ‌هاي تأثيرپذير19
2-15 اثر فضاي رنگها20
2-16 جلوه‌هاي فضاي رنگ‌ها20
2-17 رنگ كاهشي، افزايشي21
2-18 ريتم رنگ21
2-19 روان‌شناسی رنگ22
2-19-1 تعريف روان‌شناسی22
2-20رنگ از ديدگاه روان شناسي22
2-20-1 معاني رنگ‌ها22
2-20-2 سمبوليسم رنگ27
2-21 احساس نور از نظر روانشناسي فيزيولوژيك28
2-22 احساس و ادراک28
2-23 آمادگي ذهني30
2-24تلقين30
2-25خطاي بينايي، حركتي، خطا هاي بصري، توهمها30
فصل سوم : مخاطب شناسی
3-1 مخاطب شناسي33
3- 2 تعريف مخاطب33
3-2-1 دلايل مختلف مخاطب بودن33
3-3دسته بندي مخاطب34
3-3-1 دسته بندي مخاطبین بر مبناي ويژگيهاي جمعيت شناسي34
3-3-2 دسته بندي مخاطبان برحسب باورها34
3-3-3 دسته بندي مخاطب بر اساس نگرشها34
3-3-4 دسته بندي مخاطب بر اساس دسترسي34
3-3-5 دسته بندي مخاطبین بر اساس رفتار35
3-3-6 دسته بندي مخاطبین بر اساس توصيف و استفاده از رسانهها35
3-4 عوامل مربوط به مخاطب35
3-4-1مسايل و مشكلات اجتماعي مخاطبین36
3-4-2 تفاوت های فردي36
3-4-3 شخصيّت36
3-4-4 جنس37
3-4-5 گروه سنّی37
3-4-6 شيوه زندگي37
3-4-7 قوميّت38
3-4-8 تحصيلات38
3-4-9 سليقه38
3-4-10 اهميّت شناخت مخاطبان38
3-5 دلايل انتخاب رنگ از نظر مخاطب در علم روانشناسي39
3-5-1 خاكستري39
3-5-2 آبي39
3-5- 3 سبز39
3-5-4 قرمز39
3-5-5 زرد39
3-5-6 بنفش40
3-5-7 قهوه اي40
3-5-8 سياه40
3- 6 تأثيرات رواني رنگ بر خصوصيّات شخصي و روحي افراد41
3-6-1 اثر رواني رنگ در سالمندان42
3-6-2 اثر رواني رنگ در كودكان42
3-7 جلب مخاطب از طريق رنگ43
فصل چهارم: عنوان بندی
4-1 تعريف عنوانبندي (تيتراژ)45
4-2 تعريف عنوانبندي از نظر اساتيد45
4-3 لزوم طراحي عنوانبندي براي فيلم47
4-4 تاريخچه عنوان‌بندي در جهان48
4-5 انواع عنوان‌بندي49
4-5-1 عنوان‌بندي آغازین50
4-5-2 عنوان‌بندي پایانی51
4-5-3 عنوان‌هاي اعتباري51
4-5-4 تفاوت های عنوان‌بندي آغازین و پایانی52
4- 6 دسته بندي عنوان‌بندي53
4-7 نكاتي كه از نظر مرتضي مميز براي ساخت عنوانبندي خوب لازم است:54
4-8 انواع تكنيك‌ هاي ساخت عنوان بندي54
4-9 کمپوزیسیون مطلوب56
4-10 ژانر57
4-10-1 تعریف ژانر‏57
4-10-2 انواع ژانر57
4- 11 كاربرد ژانر در بحث توليد فيلم60
4-11-1 تحولات ژانرها61
4-11-2 پیدایش‏ژانرها62
4-11-3 كاركرد ژانرها در تحليل فيلم63
4-12 ویژگی های یک عنوان‌بندي خوب65
4- 12-1 عنوانبندي خوب و مناسب65
4-12- 2خلاقیّت67
4-12-3 فضاسازی67
4-12-4 اتّصال عنوان‌بندي به فیلم67
4-12-5 تناسب نوع حروف با فضای فیلم68
4-12-6 هماهنگی عنوان‌بندي آغازین و پایانی68
4-12-7 زمان بندی عنوان‌بندي69
4- 13 افراد مشهور در زمينه‌ي عنوان بندي70
4-13-1 سائول باس70
4-13-2 سبک کاری72
4-13-3 فهرست فیلم هایی که سائول باس برای آنها عنوان‌بندي طراحی کرد73
4پ13-4 تحلیل عنوان‌بندي فیلم “سرگیجه” اثر سائول باس76
4-14 ویژگی آثار سائول باس79
4-15 تاريخچه‌ي عنوان بندي در ايران80
4-16 افراد مشهور در ساخت عنوانبندي دهههای 40-6082
4-16-1 طراحان عنوان بندي در ايران83
4-18آمار101
نمونه پرسشنامه102
نتیجه گيري آخر114
منابع و مآخذ122
شرح کار عملی122
فهرست نمودار و جداول
4-17 تجزیه و تحلیل عنوان‌بندي فیلمهای ایرانی85
4-17-1 عناصرتشکیل دهندهی عنوان‌بندي فیلم براساس جدول شماره5-196
4-17-2 ژانر کلّی فیلمهای سینمایی ایران براساس جدول شماره 5-196
4-17-3 دسته بندي رنگها در عنوان‌بنديهاي ايراني97
4-17-4 بررسی عنوان‌بندي فیلمها درجدول شماره (5-1) 98
4-17-5 فونت98
4-17-6 عنوان‌بنديهای ایرانی جدول شماره (5-1) 99
4-17-7 طراحی عنوان فیلم99
4-17-8 بافت100
4-17-9 زاویه دوربین100
4-17-10 تکنیک ساخت100
4-17-11 زمان عنوان‌بندي100
4-17- 12 با بررسی عنوان‌بندي فیلمها درجدول شماره(5-1) 101
جدول 4-2 : فراوانی سن پاسخگويان103
نمودار 4-2 : نمودار ميلهاي سن پاسخگويان103
جدول4-3 : فراوانی جنسيّت پاسخگويان104
نمودار 4-3 : نمودار دايره اي جنسيّت پاسخگويان104
جدول4-4: فراوانی تحصيلات پاسخگويان105
نمودار 4-4 : نمودار ميلهاي تحصيلات پاسخگويان105
جدول 4-5: فراوانی رشته تحصيلي پاسخگويان106
نمودار 4-5 : نمودار ميلهاي رشته تحصيلي پاسخگويان106
جدول 4-6: فراوانی شغل پاسخگويان107
نمودار4-6 : نمودار ميلهاي شغل پاسخگويان107
جدول 4-7: فراوانی شهر پاسخگويان108
نمودار 4-7 : نمودار دايرهاي شهر پاسخگويان108
جدول4-8: فراوانی طبقه اجتماعي پاسخگويان109
نمودار 4-8: نمودار دايرهاي طبقه اجتماعي پاسخگويان109
فصل اوّل کلّیّات تحقیق
1- 1 تعریف مسئله
در این تحقیق تلاش بر این بوده است که عنوانبندی را مورد بررّسی قرار دهیم و تأثیرات متقابل روانشناسی رنگ در ساخت عنوانبندی و تأثیر بصری آن بر مخاطب را مورد سنجش قرار دهیم.
1-2 ضرورت و اهمیّت تحقیق
با توجّه به اینکه صنعت سینما روز به روز در حال توسعه و تکامل است، روزانه هزاران مخاطب با ویژگیهای منحصر به فرد را جذب خود میکند. سینما صنعتی پر مخاطب و پول ساز است. عامل مهّمی برای انتقال پیام، ارتباطات بین المللی و تبادلات فرهنگی است. عنوانبندی دریچهای است که مخاطب برای ورود به متن اصلی فیلم باید از آن عبورکند تا بتواند به محتوای اصلی آن دست پیدا کند. عنوانبندی فیلم آینهی تمام نمای ژانر فیلم است، پس باید به درستی ساخته شود تا ذهن بیننده را برای رسیدن به هدف اصلی ساخت فیلم هدایت کند. از آنجا که رنگ یکی از مهّمترین و پرکاربرد ترین عوامل بصری است میتوان با مدد گرفتن از آن به یک عنوانبندی موفّق و مؤثّر دست یافت. علم و آگاهی ما از معانی رنگها و روانشناسی رنگ به ما کمک میکند تا به وسیلهی آن منظور فیلم را راحتتر به بیننده القاکنیم.
1-3 سؤالات تحقیق
1- عنوانبندی چیست؟
2- عوامل تشکیل دهندهیِ عنوانبندی کدام اند؟
3- مشخّصاتِ یک عنوانبندی خوب چیست؟
4- زمانِ مناسب برای عنوانبندی چه مقدار است؟
5- آیا رنگ بر عنوانبندی تأثیر دارد؟
6- رنگ از نظر مخاطبین چه معانی دارد؟
7- بیشترین رنگهای استفاده شده در عنوانبندی فیلمهای ایرانی کدامند؟
8- در ایران چه تکنیکهایی برای ساخت عنوانبندی مورد استفاده قرار میگیرد؟
1-4 فرضیّات تحقیق
1- عنوانبندی یکی از عوامل مهمّ در معرفی فیلم است.
2- عنوانبندی خوب باعث موفّقیّت فیلم می شود.
3- عنوانبندی خوب در ذهن بیننده ماندگار است.
4- عنوانبندی براساس ژانرهای مختلف هنری متفاوت ساخته میشود.
5- بیشترین ژانر مورد استفاده در ساخت فیلم در ایران ژانر اجتماعی میباشد.
6- ارتباط درست بین ژانر فیلم و عنوانبندی بسیار مهّم و حائز اهمیّت است.
7- رنگ عامل مؤثّری در ساخت عنوانبندی مناسب است.
8- رنگها باید بر اساس ژانر و محتوای فیلم انتخاب و مورد استفاده قرارگیرد.
9- رنگ القاءکنندهی حال و هوای محتوای فیلم است.
1-5 اهداف اصلی و فرعی
هدف اصلی از این تحقیق رسیدن به نقش رنگ در عنوانبندی فیلم است. آیا این مقوله در ایران از ارزش کافی برخوردار است؟ تا چه حد به عنوانبندی اهمیّت داده و هنگام ساخت آن به هماهنگی رنگها با ژانر فیلم توجّه میشود. آیا عنوانبندیهایی که در ایران ساخته میشود با محتوای اصلی فیلم هم راستا هستند و رنگ در عنوانبندی فیلمهای ایرانی به چه صورت و به چه میزان مورد استفاده قرار میگیرد.
1-6 روش جمع آوری اطّلاعات
شیوه جمعآوری اطّلاعات به صورت کتابخانهای، اینترنت، همچنین جمعآوری اطّلاعات به روش میدانی، مصاحبه و تهیّه پرسشنامه و آنالیز و بررسی 150 عدد عنوانبندی فیلم از بین 300 عنوانبندی فیلم بوده است.
1-7 کاربرد تحقیق
از نتایج این تحقیق میتوان در بررسی و سنجش کیفیّت عنوانبندی فیلمها استفاده کرد. همینطور به بررسی عوامل مختلفیکه به موفّقیّت یک عنوانبندی و ماندگاری آن کمک میکند دست یافت، زیرا تأثیر عنوانبندی بر مخاطب بسیار حائز اهمّیت است. در این تحقیق ژانرهای مختلف معرفی شده که با آگاهی از آن میتوان به تحلیل و محتوای فیلم راحتتر دست پیدا کرد و همینطور رنگهای مختلف از لحاظ مبانی و علم روانشناسی مورد بررسی قرار داده شده است تا به بهترین و مناسبترین رنگ برای ساخت عنوانبندی هماهنگ با ژانر فیلم رسید.

1-8 پیشینه تحقیق
در باب این موضوع تنها یک جلد کتاب با عنوان گرافیک در عنوان بندی فیلم( نگارش و ترجمه فرشته سعیدی پور)که نگاهی اجمالی به مبحث سینما و به تعریف عنوان بندی و کارکرد آن پرداخته به چاپ رسیده است. در خصوص مبحث رنگ در عنوانبندی به صورت اختصاصی هیچگونه مقاله یا کتابی به چاپ نرسیده است.
پایان نامه ها
1. « بررسی ادراك رنگ در تبلیغات فرهنگی و اجتماعی»/ خانم مرجان كورش‌نیا/ كارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران،1385
2. « ب‍ررس‍ی‌ و ت‍ح‍ل‍ی‍ل‌ رن‍گ‌ از زوای‍ای‌ م‍خ‍ت‍ل‍ف»/ آقای وح‍ی‍د ش‍ی‍خ‍ی‍ان/ كارشناسی ارشد معماری/ ت‍ه‍ران‌۱۳۸۳/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
3. « رنگ و مطالعه تأثیر آن در بازارهای جهانی»/ خانم نگار شیوخی/ كارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران، ۱۳۸۴/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
4. « نقش رنگ در نقاشی ایران»/ خانم ربابه حبیبیان/ کارشناسی‌ارشد نقاشی/ تهران، ۱۳۸۵/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
5. « مفهوم رنگ در زندگی، فرهنگ، هنر و باور ایرانیان در عهد باستان»/ خانم سارا راکعی/ ‏ تهران، ۱۳۸۵/ کارشناسی‌ارشد پژوهش هنر‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬6. « ارگونومی ادراکی رنگ در منظر شهری»/ آقای اکبر مرادی‌پور/ کارشناسی ارشد شهرسازی، گرایش طراحی و برنامه ریزی شهری و منطقه‌ا‌ی/ تهران، ۱۳۸۶/ دان‍ش‍گ‍اه‌ آزاد اس‍لام‍ی‌ ، دان‍ش‍ک‍ده‌ ه‍ن‍ر و م‍ع‍م‍اری‌
7. « بررسی رنگ و فرم در گرافیک بزرگ شهری»/ خانم ستاره درخشان‌دلجویی/ کارشناسی ارشد ارتباط تصویری/ تهران، ۱۳۸۶
8. « نقش موسیقیایی رنگ و فرم در نقاشی»/ خانم نسیم انصافی/ کارشناسی ارشد نقاشی/ تهران، ۱۳۸۶
9. « نشانه‌شناسی رنگ در کارگردانی»/ خانم سمیرا علیپور‌مازندرانی/ کارشناسی ارشد کارگردانی نمایش/ تهران‏‏، ۱۳۸۸3‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬10. « بررسی تاثیر رنگ‌های متفاوت بر اثربخشی تبلیغات»/ خانم راحله صفار/ کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی/ تهران‏‏، ۱۳۸۹‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬مقالات
1. « ک‍ل‍ی‍ات‍ی‌ درب‍اب‌ رن‍گ‌«/ آقای روی‍ی‍ن‌ پ‍اک‍ب‍از/ مجله گ‍راف‍ی‍ک‌، س‍ال‌ ۲، ش‌ ۸، م‍رداد، ش‍ه‍ری‍ور ۱۳۷۲
2. « رنگ سبز رنگ تعلق و آرامش»/ آقای اسماعیل نساجی‌زواره/ درسهایی از مکتب اسلام، سال ۴۸، ش ۸، آبان ۱۳۸۷
3. « در ج‍س‍ت‍ج‍وی‌ م‍ف‍اه‍ی‍م‌ رن‍گ‌«/ خانم ون‍وس‌ ام‍ی‍رچ‍وپ‍ان‍ی/ ت‍ص‍وی‍ر، س‍ال‌ ۴، ش‌ ۲۴، اس‍ف‍ن‍د ۱۳۷۵
4. « رن‍گ‌ و ت‍اث‍ی‍رات‌ آن‌ ب‍ر واک‍ن‍ش‌ه‍ای‌ م‍ا»/ آقای‌ م‍س‍ع‍ود غ‍ف‍اری‌/ ان‍ت‍خ‍اب‌،۳ آب‍ان‌ ۱۳۷۹
5. « س‍ی‍ن‍م‍ای‌ غ‍رای‍ب‌ ن‍ان‍م‍وده‌ه‍ا و رن‍گ‌ در س‍ی‍ن‍م‍ای‌ ج‍دی‍د ای‍ران‌«/ آقای م‍ح‍م‍د ت‍ه‍ام‍ی‌ن‍ژاد/ س‍ی‍ن‍م‍ا، س‍ال‌ ۲، ش‌ ۶۵،۳۰ ت‍ی‍ر ۱۳۷۲
6. « رن‍گ‌ در ن‍ق‍اش‍ی‌ ک‍ودک‍ان‌«/ آقای م‍ه‍دی‌ع‍ل‍ی‌اک‍ب‍رزاده‌/ ه‍م‍ش‍ه‍ری‌، ۳۰ م‍ه‍ر ۱۳۷۳
7. « رن‍گ‌ خ‍ب‍ر اس‍ت‌«/ آقای ی‍ون‍س ش‍ک‍رخ‍واه/ ک‍ی‍ه‍ان‌ ک‍اری‍ک‍ات‍ور، ش‌ ۱۱۷، ۱۱۸ ، آذر، دی‌ ۱۳۸۰
1-9چگونگی انجام پروژه عملی
1- جمع آوری و آرشیو300 عدد فیلم ایرانی.
2- جدا کردن 150 عدد عنوانبندی از متن اصلی فیلم.
3- بررسی و آنالیز 150 عدد از 300 عدد عنوانبندی فیلم.
4- آنالیز عنوانبندی فیلمها براساس ژانر، رنگ عنوانبندی، تکنیک ساخت، زمان، زاویهی دوربین، فونت استفاده شده، طراحی تایپ فیس، بافت.
5- انتخاب دو فیلم و ساخت عنوانبندی برای آنها.
1-10روش تحقیق
در تدوین این پایان نامه روش تحقیق به صورت ترکیبی می باشد. (کمی،کیفی و موردی ) در ابتدا به تعریف رنگ، مبانی رنگ، معانی مختلف رنگها پرداخته شد و سپس به طور مختصری در مورد مخاطب صحبت شده است. بعد از آن در مورد عنوانبندی، تاریخچهی آن و عوامل اصلی تشکیل دهندهی عنوانبندی و همینطور جمع آوری 300 تیتراژ فیلم ایرانی و آنالیز و بررسی150 عدد از آنها پرداخته شد که در بررسی و آنالیز آنها عوامل مختلفی نظیر: ژانر، تکنیک، رنگ، زمان، زاویه دوربین( لنز)، طراحی لوگو، تایپ فیس و بافت مورد بررسی قرار گرفت. سپس پرسشنامهای جهت بررسی احساس مخاطبین مختلف نسبت به رنگها و درک آنها از رنگ تهیّه شده است.
فصل دوّم نــور و رنــگ
فصل سوم
2-1 تعريف نور
هر يك از اندام‌هاي حسي به نوع خاصّي به محرك‌ها پاسخ مي‌دهند. اندام بينايي يا چشم به محرك نوري پاسخ مي‌دهند. نور از انرژي الكترومغناطيسي تشكيل شده و به صورت امواج منتشر مي‌شود. دو نكته‌ي اساسي در مبحث نور وجود دارد.
طول موج1 : طول موج يعني فاصله‌ي بين دو قلّه
دامنه‌ي موج2 : دامنه‌ي موج يعني ارتفاع آن
چشم انسان تنها امواجي را دريافت مي‌كند كه بين 400 تا 700 ميليونيم ميلي‌متر طول دارند که طيف مرئي3 نور ناميده مي‌شوند. پس طيف قابل رؤيت بخش بسياركوچكي از طيف كامل الكترومغناطيسي را تشكيل مي‌دهند.(گنجی،1386،ص 148) طول موج با رنگ و دامنه‌ي موج با انرژي نوراني ارتباط دارند. امواج ماوراء بنفش4 و مادون قرمز5 دو حدّ پاييني و بالايي طيف مرئي را تشكيل مي‌دهند. امواج ماوراء بنفش كوتاهترين طول موج و امواج مادون قرمز بلندترين طول موج را دارند. احسـاس نور تابع سـه متغير است:
شدّت يا درخشندگي كه انرژي نور را تشكيل مي‌دهند. ( نور قوي يا نور ضعيف)
كيفيّت كه در اصطلاح علمي دون يا فام و به طور كلّي رنگ ناميده مي‌شود.
سيري يا اشباع كه ميزان خالص بودن يك رنگ را نشان مي‌دهد.
شدّت يا درخشندگي از دو حدّ سياه و سفيد تشكيل مي‌شود به اين ترتيب كه سياه كمترين درخشندگي و سفيد بيشترين درخشندگي را دارد. تنها رنگهاي اصلي از طول موج منفرد تشكيل مي‌شوند بقيه رنگها خالص نيستند. در زندگي روزمره نيز كمتر امكان داردكه با رنگ خالص رو به رو شويم. مثلاً زردترين زردها نيز مقداري قرمز و سبز به همراه دارد. سيري يا اشباع يعني اينكه يك رنگ چقدر از خود آن رنگ را در بردارد. بنابراين رنگهاي خالص يا رنگهاي اصلي سيري بيشتري دارند. رنگيكه سيري ندارد در اصطّلاح علمي ميگويند: فاقد فام است، مثل خاكستـري كه بين سياه و سفيـد قرار دارد. ( گنجی،1386،ص 149)
2-2 تعريف رنگ
رنگ يك زبان جهاني است. رنگ احساسات را تحريك مي‌كند. فرهنگ ما را شكل مي‌دهد و پيش زمينه‌ي جهان ما را مي‌سازد. صحبت در مورد رنگ باعث مي‌شود كه خصوصيّات موسيقي و طبيعت و ويژگي‌هاي شخصيّتي را به جا آوريم. رنگ بُعد انساني دارد. رنگ مي‌تواند حالت ها را تغيير دهد، فضاي خاصّي به وجود آورد، روحيه‌ي انسان را بهتر كند و در همين حال جولانگاه خوب و امني براي خلّاقيت انسان باشد. رنگها همه جا هستند در سايه روشن‌هاي زنده، نورهاي تند و روي سطوح مختلف. رنگ يكي از ملزومّات با شكوه زندگي است. رنگهاييكه تاريخ خاصّي ندارند و رنگ مايه‌هاييكه به روح انسان آرامش مي‌بخشند. (کابستیک،لوید،1385،ص3)
اگر به اهمّيت استفاده از سايه و رنگ مايه‌هاي ساده پي ببريد استفاده از رنگ در طراحي به تجربه‌اي ارزنده بدل مي‌شود. واكنش ما به رنگها مي‌تواند از بُعد احساس يا علمي مورد بررسي قرارگيرد، كشف اين كه اين مسأله چگونه بر فضا تأثير ميگذارد كمك مي‌كند تا دريابيد چه چيزي حس بهتري در شما ايجاد مي‌كند. (کابستیک،لوید،1385،ص5) رنگ يكي از وسايل ذهني و هنري بيان است. ( فردمایر،1383،ص300) آگاهي هنرجويان از رنگ محدود به مفاهيم و دستوراتي است،كه قبلاً در طي دوران تحصيل بدون آزمايش و تجربه كسب كرده‌اند. رنگ بيان سليقه‌هاي شخصي است. در اين جا آگاهي نه از طريق تئوري بلكه از طريق مشاهدهی روابط رنگ تحت شرايط متغيّر حاصل مي‌شود با تعيين دوره‌هاي كاملاً واضح مناسبات مشترك را سازمان داده و مشخّص مي‌كنيم. درك و تجربه كه پيش نياز استفادهی خلاقانه از رنگ است از طريق مقايسه مداوم و تحليل كيفيّت و كمّيّت رنگ پيشرفت مي‌كند. جلوهی هر رنگ را نمي‌توان بدون در نظر گرفتن رنگهاي مجاور آن بررسي كرد. هر رنگي بايد با ارتباط با رنگ ديگر ديده شود. هر يك از رنگ‌ها به خاطر درجه‌ي تيرگي6 ، ميزان خلوص7 ، وسعت كيفيّات و روابط متغييري پيدا مي‌كند. بررسي كامل اين روابط كنتراست ‌ها نقطه‌ي شروع اين روند است. ( فردمایر،1383،ص320)
2-3 پیشینه رنگ
شيفتگي و جذّابيت رنگ هرگز محدود به نقّاشان نبوده است. افلاطون و ارسطو در مورد رنگ مطالبي نوشتند كه بعدها در دوره‌ي رنسانس شناخته شدند. نقّاشان هميشه درباره‌ي رنگ مطالبي نوشته‌اند امّا با نهضت فكري در اواخر قرن 17میلادی بود كه علاقه به رنگ به طور باور نكردني افزايش يافت. (گروسی فرشی،1380،ص29)
قرون 17و 18ميلادي در اروپا دوره‌ي تاريخي است كه به عصر روشنگري ياد مي‌شود. در عصر روشنگري كاوشي زنده و پويا براي توجيه عقلي و منطقي هرگونه پديده‌اي به جاي توضيح عرفاني و صوفيانه آغاز شد. مردم كمكم به وجود قوانين ثابت و انكار ناپذير طبيعت ايمان آوردند. اين جستجو براي يافتن عوامل و علّت‌ها به اندازه‌ي ضرورت ‌هاي ايمانِ مطلق كه قبل از اين وجود داشت سفت، سخت و ضروري مي‌نمود. فضاي فكري قرن 18میلادی بسيار بي‌ثبات و متغيّر بود. مردم خود را زيست‌شناس، نويسنده يا رياضيدان قلمداد نمي‌كردند. بلكه خود را فيلسوفان علوم طبيعي و عالمان الهيّات يا هندسهدان مي‌دانستند و هركدام هم با موضوعات و زمينه‌هاي گسترده‌ي مورد علاقه‌شان آشنايي داشتند. بيشتر كساني كه در اين دوره زودتر از ديگران به مطالعه و نوشتن درباره‌ي رنگ پرداختند نقاش نبودند بلكه اكثراً شاعراني بودند كه سر رشته‌ي كمي از علوم داشتند و به دنبال پايه‌اي عقلاني براي ماهيّت زيبايي و در نتيجه رنگ به عنوان يك پيامد بودند. به اين ترتيب رفتار رنگ‌ها و همچنين راز پديده‌ي رنگ كه در حيطه‌ي درك قوانين طبيعي بود توجيه مي‌شد. (گروسی فرشی،1380،ص30)
دو موضوع مهّم بر مطالعه رنگ در قرن 18و 19میلادی حاكم بود: 1- جستجو براي يك سيستم بي نقص نظم رنگ. 2- جستجو براي قوانين هماهنگي در تركيبات رنگ‌ها. دقيقاً همانطور كه براي ادبيات دوره‌ي كلاسيك وجود دارد. براي نوشته‌هاي رنگ نيز چنين دوره‌اي در نظر گرفته مي‌شود. اين رساله‌ها كه نوشتن آنها از اواخر قرن 18شروع شد و تا قرن 20 ادامه يافت. در قرن 17 دو چهره‌ي برجسته و كاملاً متفاوت بر مطالعه رنگ احاطه داشتند: اسحاق نيوتن8 (1727-1642م) و يوهان گوته9 (1832-1749م). نيوتن كه در اواخر قرن 17میلادی در شهر كمبريج مشغول به كار بود. نور خورشيد را با عبور از منشور به طول موج‌هاي تشكيل دهنده‌ي آن تجزيه نمود. هر طول موجي كه وارد منشور مي‌شود مي‌شكند زيرا شيشه مادّه‌ي تشكيل دهنده‌ي منشور، سرعت هر طول موجي را به مقدار مشخّصي كاهش مي‌دهد و هر طول موج به صورت پرتویي از نور(يعني به صورت رنگي متفاوت) ظاهر مي‌شود. او پرتوهاي مجزا را به وسيله‌ي عدسي با هم تركيب نمود و دوباره نور سفيد را به وجود میآورد. او از اين آزمايش فرضيه‌ي ماهيّت نور و منشاء رنگ ديده شده را طرح ريزي كرد. او دست آوردهايش را در سال( 1703م ) در كتابي به نام نورشناسي منتشر كرد. نظريه‌ي نيوتن با اين مضمون كه نور به تنهائي رنگ را به وجود مي‌آورد همچنان به صورت اساس و پايه‌ي فيزيك جديد باقي است منتشر كرد. نيوتن هفت رنگ مجزا را با منشورش گزاش كرد: قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي، بنفش. (همان)
هم عصران نيوتن به نورشناسي به عنوان كار بر روي ماهيّت رنگ نگاه مي‌كردند نه كار بر روي ماهيّت نور. نظرات نيوتن در نورشناسي اختلاف نظرهاي عديده‌اي در اروپا به وجود آورد. در سال(1731 م) جيسي.لبلون به كشف و نوشتن رساله‌اي درباره‌ي ماهيّت اصلي قرمز، زرد، آبي در تركيب پودر رنگها (پيگمنت‌ها) براي نقّاشی پرداخت. لبلون بدين ترتيب نخستين مفهوم راجع به سه رنگ اصلي را شكل داد وكار او مورد توجّه و مقبوليّت قرار گرفت.
يوهان گوته شيفته‌ي رنگ‌ها بود. او با نظريه‌هاي رنگ نيوتن آشنايي كامل داشت امّا شديداً مخالف آنها بود. گوته ميگفت: نيوتن رياضيدان بزرگي بود، كه عقيدهی كاملاً غلطي درباره‌ي منشاء فيزيكي رنگ داشته است. گوته به رنگ نه به عنوان نور بلكه ماهيّتي مستقل كه به عنوان يك واقعيّت تجربه مي‌شود نگاه مي‌كرد. (گروسی فرشی،1380،ص31)
آلبرت مانسل آمريكايي(1918- 1858م) در كتاب دستور زبان رنگ‌ها يك درخت رنگ ابتكاري با فضاي نا محدود براي گسترش ابداع كرد. در درخت رنگ‌ها، رنگها براساس فام، تيره، روشني و درجه‌ي خلوص(كروما) دسته ‌بندي مي‌شوند. نظريه‌ي مانسل با روابط سر در گم كننده‌ي رنگ‌ها و اصول اخلاقي حتي ضعيف تر هم مي‌شود، او نيز مانند گوته رنگ‌ها را با خصوصيّات اخلاقي پيوند داد. (گروسی فرشی،1380،ص35)
در اوايل قرن 20 میلادی رنگ موضوعي فراگير و پر مخاطب شده بود كه از يك طرف در گير علوم و از سوي ديگر در گير هنر بود. تا اينكه نقّاشان و طراحان باهاوس يك گروه طراحي كه در سال( 1919 م) در ويمار، توسط معمار آلماني والترگروپيوس بنيان گذاري شد به اين دوگانگي پايان دادند. گروه باهاوس مطالعه‌ي رنگ را به درجه‌اي از توجّه رساندندكه از زمان مخالفت گوته با نيوتن ديده نشده بود. فاينينگر، پُلكله، كاندينسكي، ايتن، آلبرز و شِلم . همه از برترين‌هاي رنگ و نظريه‌هاي رنگ هستندکه به رنگ با استفاده از هوش، ذكاوت و انرژي از زوايای ديگر مي‌نگريستند. گر چه بعضي از اركان سبك قديمي و نيمه علمي به صورت اجتناب ‌ناپذير در نوشته‌هاي آنها به چشم مي‌خورد، امّا يك جدايي قطعي بين مطالعه‌ي رنگ در حكم علم و مطالعه‌ي رنگ به عنوان هنر و زيبايي شناسي ايجاد شد. نور در حيطه‌ي علم فيزيك باقي ماند و علوم شيمي و مهندسي ماهيّت رنگ‌ها را در دست گرفتند. روان شناسي، فيزيولوژي و پزشكي به عنوان عرصه‌ي ادراك شناخته شد. يوهان ايتن10 (1967- 1888م) در پيروي از گوته، رنگ را به عنوان يك سري سيستم‌هاي كنتراست و نيروهاي مخالف تعريف كرد. او با تدوين هماهنگي رنگ به صورت هندسه‌اي دستِ ردي بر عُرف قرن 17زد. او هم‌ چنين هماهنگي رنگ‌ها و فرمول‌هايي را بر اساس مشاهده‌ي پديده‌ي رنگ صورت داد. او هفت كنتراست بصري رنگ را پايه‌ريزي كرد كه از قيد و بند علوم و نيز سيستم‌هاي سفت و سخت نظم رنگها بودند. بي‌شك بزرگترين اثر ايتن كتاب هنر رنگ مي‌باشد. (گروسی فرشی،1380،ص35).
2-4 رابطه نور و رنگ
چشم انسان عضو شگفت‌ انگيزي است. در نور مناسب توانايي تشخيص حدود 1 ميليون رنگ متفاوت را دارد. (کابستیک،لوید،1385،ص5) قدرت نور در تمام شكل‌هايش ابزار مؤثري براي تغيير كيفيّت هر رنگ و فضاي خاص در طراحي دكور است. در اكثر مواقع نور چندان مورد توجّه قرار نمي‌گيرد امّا اين عنصر عملاً قدرت آن را دارد كه تأثير رنگ را كاملاً از بين ببرد يا به بهبود آن كمك كند. نور درخشان و طبيعي روز بهترين نور براي كاركردن است. نور هالوژن نيز بسيار به مشخّصات نورطبيعي نزديك است. حباب‌ هاي تنگستن ته رنگی از زرد و نارنجي دارند. لامپ‌هاي فلورسنت هم رگه‌هايي از نور سرد و تند آبي دارند. حتّي نور طبيعي در طول روز متغير است. درست بعد از سحر اين نور به صورتي مي‌زند، اواسط روز اين نور بيشتر زرد است در حالي كه هنگام غروب به رنگ قرمز مي‌گرايد. تفاوت فصل‌ها و تفاوت‌هاي جغرافيايي نيز نور طبيعي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. همانطور كه مناظر مختلف در آفتاب تابستان و آسمان پاييز كاملاً متفاوت هستند. (کابستیک،لوید،1385،ص18)
چشم داراي خصوصيّت ذاتي مقايسه است، حتّي اگر يك ظرف سيب سرخ تحت نور خاص، كمي آبي به نظر مي‌رسد. چشم با رنگ دادن دوباره به ساير رنگهاي اطراف آن را جبران مي‌كند. به طوري كه به شكل يك طيف جديد و اندكي تغيير يافته موزون باشد. حباب‌هاي تنگستن موجب مي‌شوند، رنگ زردِ كم رنگ در شب بسيار كم رنگتر شود در حالي كه رنگ آجري تحت نور تنگستن به نارنجي مي‌گرايد. رنگ سبز ملايم به رنگ زرد، سبز و بنفش نيز به رنگ قهوه‌اي كدر بدل مي‌شود. رنگ قرمز تيره تحت نور تنگستن اندكي نارنجي به نظر مي‌آيد. در حالي كه تحت نور فلورسنت قرمز به رنگ بسيار پر جاذبه‌اي تبديل مي‌شود، همين رنگ تحت نور زرد خيابان به قهوه‌اي تمايل دارد. (همان)
ادراك رنگ تنها به طول موج نور وابسته نيست. چشم به طول موج‌هاي 400 تا 700 ميليونيم ميلي‌متر حسّاسيّت دارد، امّا اين حسّاسيّت در موقعيّت‌هاي مختلف فرق ميكند، وقتي نور زياد است نسبت به يك ناحيه از طيف نور و وقتيكه كم است نسبت به ناحيه‌ي ديگري از آن حسّاسيّت نشان مي‌دهد. بيشترين حسّاسيّت در ناحيه‌ي 55 ميليونيم ميلي متر وكمترين حسّاسيّت در ناحيه‌ي 510 ميليونيم ميلي‌متر است، بنابراين در روز روشن به رنگ زرد و در سايه روشن به نور سبز حسّاسيّت خواهد داشت. اگر به باغ پُرگلي توجّه كنيم خواهيم ديدكه درخشانترين رنگها در نور روز رنگهاي زرد و سرخ است امّا به تدريج كه هوا تاريك مي‌شود اين رنگها درخشاني خود را از دست مي‌دهند در عوض سبز و آبي درخشانتر از آنها به نظر مي‌رسند، اين پديده را اصطلاحاً پديده‌ي پوركينجه11 مي‌نامند. (گنجـی،1386،ص 150)
نور يك عنصر جهاني است. تنها از طريق وجود نور است كه ما مي‌توانيم ببينيم و از وجود رنگ اطّلاع پيدا كنيم. ما به اين علّت قادريم اين كار را انجام دهيم كه چشم انسان تا حدّي تكامل يافته و مي‌تواند رنگها را بشناسد و تشخيص دهد. چشم انسان پريميتو12 (بدوی) شايد درك رنگي پيشرفته‌اي نداشته باشد و شايد فقط قادر بوده نورهاي قوي‌تر و ضعيف‌تر را تشخیص دهد. زماني از زندگي بر روي كره‌ي زمين هيچ موجود زنده‌اي نمي‌توانسته بين فركانس‌هايي كه موجب ضبط رنگ‌هاي كروماتيك مي‌گردد، تفاوتي قائل شود. چشم امروزه مي‌تواند نورهاي متفاوتي را كه رنگ به وجود مي‌آورند درك كند. چشم معاصر توانايي اخير را حفظ كرده مي‌تواند رنگهاي آكروماتيك(سفيد- سياه و خاكستري‌ها) را همانند رنگهاي كروماتيك درك نمايد. ما نه تنها درجات مختلف خاكستري‌ها بلكه رنگهاي مختلف كه درك ما را از شكل اشياء كامل مي‌كند، آنها را زنده و مشخّص‌تر مي‌سازد و به آنها شخصيّت و خصوصيّاتي نظير گرمي و سردي مي‌دهد را نيز مي‌توانيم ببينيم. (مه یر،1382، ص66)
2-5 تأثيرات نور
نور بخش مهمّي از زندگي است. هنگامي بيشتر مورد توجّه قرار مي‌گيرد كه از دست برود. غروبي زيبا، انكعاس نور روي دريا، آذرخش، همگي ما را از وجود اين عنصر طبيعت مطّلع مي‌سازد. هنگامي كه نور را فقط به صورت نور و به عنوان وسيله‌ي بيان هنري(همانطور كه در سينما و تئاتر مشاهده مي‌شود) ‌بينيم توجّه مان به آن زياد مي‌شود. در تئاتر نمودهاي ويژه به كمك نور پردازي طرح ريزي مي‌شود. شكي نيست نور پردازي گيرا در فضاي داخل و يا خارج به طور مثال: باغ، پارك، بناي معماري با نوري سرخ و يا نورپردازي يك نمايشگاه كيفيّت اشياء را بالا مي‌برد و توجّه را جلب مي‌نمايد. عكاسي و سينما بدون نور امكان ندارد. كيفيّت انكعاسي نور و رنگ براي نقّاشان به خوبي مشخّص است و توسط آنها مورد بررسي و كاوش قرار مي‌گيرد. در طبيعت انعكاس نور موجب ايجاد رنگ مي‌گردد. در طرح ريزي(ديزاين)13 توانايي آميختن نور و رنگ با فرم اغلب كار فوق‌العاده مشكلي است. رنگهاي گرم و سرد اغلب به وسيله‌ي نور بوجود مي‌آيند. انـعكاس نورهاي مختلف همانـطور كه در تئاتـر مورد استفاده قرار مي‌گيـرد تا رنگي جديد و يـا گونـه‌اي از رنـگ به وجود آيد همـان اسـاس تئوريـكي رنگ در نقّاشـي را دارد. (مـه یر،1382، ص70)
2-6 ارزش رنگي
والور14 در يك تابلوي نقّاشي به پيوندي اطلاق مي‌شود كه ما بين رنگ مايه‌هاي مختلف آن اثر رنگي بر قرار است. بنابراين والـور از مفهومـي جامع‌ تر برخوردار است. به بيان ديـگر والور در يـك اثر نقّاشـي تونهاي چندين رنگ مختلف را در بر مي‌گيرد. غالباً تضاد در رنگ اشياء وقتي به نظر ما مي‌رسد كه آنها در كنار يكديگر قرار گرفته باشند. اين واقعيّت در مورد درجات تاريكي و روشنايي (تونها) رنگها نيز صدق مي‌كند. گاه در يك تابلو نقّاشی شخـص بييننده احساس مي‌كنـد كه رنگهاي به كار رفتـه در تركيب بندي مقابل ديدگان وي مي‌لرزند و بالا و پايين مي‌روند. گويي رنگهاي مزبور دركنار يكديگر به رقص در مي‌آيند، اين حالت را كه غالباً نوعي خطاي باصره مي‌پندارند، در واقع از هارموني و هماهنگي حاكم برتونهاي مختلف رنگي در تركيب‌بندي عمومي كار نشأت مي‌گيرد. (دوالو،1373،ص26)
2-7 رنگ‌هاي هماهنگ15
رنگهايي هستند كه در چرخهی رنگها بين دو رنگ اصلي در كنار يكديگر قرار گرفته‌اند، اين رنگها با هم خوب جور مي‌شوند چون جهت رنگ اصلي آنها متمايل به رنگ فرعي آن بخش از چرخهی رنگ است. رنگ‌هاي هماهنگ كه ادامه‌ يافتهي يك رنگ اصلي مثل زرد – نارنجي و يا زرد- سبز ليمويي را شامل مي‌شوند بايد با احتياط مورد استفاده قرار گيرند، چون تركيب آنها ممكن است تند به نظر برسد. (کابستیک،لوید،1385،ص7)
وقتي كه مردم از هماهنگي رنگ صحبت مي‌كنند در واقع اثر در كنار هم قرار گرفتن دو يا سه رنگ را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند. آزمايش و تجربه با مجموعه ‌هاي ذهني رنگ نشان مي‌دهند كه قضاوت افراد در مورد هماهنگي و عدم هماهنگي رنگ‌ها با هم متفاوت است. در اصطلاح عام مجموعه‌اي از رنگها زماني هماهنگ ناميده مي‌شود كه از چند رنگ خويشاوند و يا از چند رنگ مختلف با درجه ی تيره روشني يكسان حاصل شده باشد دو يا چند رنگ وقتي با هم هماهنگ‌اند كه از مخلوطشان خاكستري خنثي به وجود آيد. (ایتن،1378،ص25) رنگ‌هايي را كه تأثير آنها خوشايند است هماهنگ مي‌گوييم. از معيارهاي ذهني استفاده مي‌كند امّا مفهوم هماهنگي همان طور كه قبلاً گفتيم بايستي از قلمرو ذهني خارج شود و در قلمرو اصول عيني قرار بگيرد. (ایتن،1378،ص26)
2- 8 دماي رنگ
گرم و سرد صفاتي هستند كه در توصيف دو ويژگي فام‌ها به كار مي‌روند. گرمي و سردي يك فام را دماي رنگ مي‌گويند. گاهي اوقات فامها گرم يا سرد توصيف مي‌شوند. رنگ‌هاي گرم عبارت‌اند از: قرمز، نارنجي، زرد و ميان رنگ‌هاي بين آنها، رنگ‌هاي سرد شامل رنگهاي آبي هستند، يعني آبي، سبز، بنفش و درجه‌هاي بين آنها. (گروسی فرشی،1380،ص49 )
2-9 بافت
جنس و بافت عامل مهمّي است كه باعث زنده شدن رنگها مي‌شود. در واقع برخي رنگها تنها در صورت قرار گرفتن در جنس و بافت مناسب مي‌توانند هم نشيني زيبايي را ارائه دهند. وقتي نور از بافت‌هاي مختلف باز مي‌تابد، تأثيرات مختلفي را مشاهده مي‌كنيم شايد اين بازتاب درخشان، مات، كدر يا شفاف باشد يا نرمي و زبري بافت آن توجّه انسان را به خود جلب كند. (کابستیک،لوید،1385،ص14)
هرگاه فضاي بسته‌اي مانند: يك مربع يا يك مستطيل و يا هر شكل ديگري را روي كاغذي سفيد ترسيم كنيم منظورمان نشان دادن فضايي است،كه علامات در آن محصور شده‌اند. اين علامات به گونه‌اي متناوب يا يكنواخت و به شكل نقاطي كوچك در آن فضا قرار مي‌گيرند. بي‌آنكه خواسته باشند شكل معيّني را معرفي كنند، علاقه‌اي بصري در بيننده ايجاد مي‌كنند. اينجا منظور ما جدا كردن ناحيه‌ي بصري داخلي فضاي بسته و ناحيه‌ي بصري فضاي باقي مانده‌ي كاغذ است. اين يكي از ابتدايي ترين بافت‌هايي است كه به طور غريزي و به منظور حسّاسيّت بخشيدن به سطح انجام مي‌شود. براي حسّاسيّت بخشيدن به يك سطح شيوه‌هاي مختلفي وجود دارد و آنچه آمريكاييها به عنوان بافت مشخّص مي‌كنند ما آن را در گچكاريها و در سطح گوناگون ديوارهاي دانه‌اي، روي ديوارهاي گچي به شكل خطوط هاشوري و بالاخره روي ورقه‌هاي فلزي و شبيه به تار و پود پارچه نشان مي‌دهيم. در زبان ايتاليايي نيز موقتاً از واژه‌ي امريكايي (تكسچر16) براي بافت استفاده مي‌شود.
مي‌توان با استفاده از هر وسيله‌ي يك بافت معيّن خلق كرد، خواه با شيوه‌اي سنّتي و خواه با شيوه‌اي صنعتي. (موناری،1370، ص79) هر بافت از تعداد بسياري عنصر يكسان يا مشابه كه بر روي يك سطح دو بعدي يا با برجستگي كم و در فواصل مساوي از يكديگر چيده شده‌اند تشكيل شده است. خصوصّيت بافت در يكنواختي آن است و چشم انسان هميشه آن را به صورت سطح مي‌بيند روي بافتها مي‌توان انقباض و انبساط را مشاهده كرد و نيز مي‌توان پي برد كه تا چه حد علامت مشخّص كننده يك بافت منبسط مي‌شود بي‌آنكه حالت سطح را تغيير دهد تابش نور خورشيد روي اين بافت‌ها سبب مي‌شود كه خطوط كندهكاري شده به گونه‌اي متفاوت از وضعيّت قبل از تابش نور خورشيد به نظر آيند كه در اين حالت بافت را مصنوعي مینامند. (موناری،1370، ص81)
تركيب‌هاي بصري زماني اتّفاق مي‌افتد كه سطوح بسيار كوچك رنگ كه ديگر به عنوان اجزائي مجزا دريافت نمي‌‌شوند، در چشم با هم تركيب شده و جلوه‌ي يك رنگ كاملاً جديد را به وجود آورند. در تركيب بصري زمينه از لحاظ بصري از دست مي‌رود. رنگ‌هاي روي زمينه سطح را كاملاً پوشانده و رنگ‌هاي داراي كنتراست كه روي هم قرار گرفته‌اند طبق قوانين به جلوههاي فضایي واكنش نشان مي‌دهد. بعضي رنگ‌ها عقب رفته و بعضي جلو مي‌آيند و گويا كه سطح با بُعد بالا و پايين مي‌رود. هرچه كنتراست تيره- روشني بين رنگ‌ها بيشتر باشد، توهم بافت سه بعدي شديدتر مي‌شود. (گروسی فرشی،1380،ص96)
2-10 كُمپوزيسيون رنگ
رنگ اشياء قابل لمس و چيزهاي غير قابل لمس را توصيف مي‌كند يا تغيير مي‌دهد. رنگ همواره جزئي از كمپوزيسيون است خواه اتّفاقي باشد، خواه سنجيده، رنگ‌هايي كه با هم به كار مي روند يك كمپوزيسيون رنگ را به وجود مي‌آورند. يك گروه از رنگ‌ها بسته به شيوه يا صنعت طراحي گزينش مي‌شوند. گزينه‌ي رنگي يا رنگ بندي يا ديگر اصطلاحات كلّي نام دارندکه ايجاد يك گزينه‌ي رنگي مي‌تواند نخستين گام در خلق يك ديزاين باشد امّا به تنهايي هرگز نمي‌تواند جايگزين ديزاين كامل و رنگ شده باشد. (گروسی فرشی،1380،ص69)
2-11 زمينه17 و رنگ‌هاي روي زمينه
به سطح پَسين يك كمپوزيسيون، رنگ زمينه گفته مي‌شود. رنگ‌هايي كه بر سطح زمينه قرار مي‌گيرند، رنگ‌هاي روي زمينه نام دارند. زمينه نقطهی مرجع بصري را براي رنگ‌هاي روي زمينه تشكيل مي‌دهد. در صنايع مختلف از كلمات مختلفي به جاي زمينه استفاده مي‌شود در هر صورت هر جا صحبت از روابط بين رنگها بود زمينه به معناي پس زمينه است. زمينه يكي از قوي‌ترين عوامل تغيير دهنده‌ي رنگ‌هاي روي پس زمينه مي‌باشد. تغيير دادن رنگ زمينه به هر طريقي مي‌تواند جلوه‌ي رنگ‌هاي روي زمينه را تغيير دهد. به طور معمول زمينه به عنوان قسمتي از يك كمپوزيسيون دو بعدي در نظر گرفته مي‌شود، امّا پس زمينه براي همه چيز وجود دارد. (گروسی فرشی،1380،ص70 )
2-12 رابطه رنگ و فرم18 (شكل)
لازم است به شكل‌هايي كه در رابطه با معني رنگها هستند، اشاره كنيم و ارزش حسي و ذهني آنها را مورد مطالعه قرار دهيم. سه شكل اصلي: مربع، دايره و مثلّث با سه رنگ اصلي: قرمز، آبي و زرد ارتباط دارند. ارتباط شكل و رنگ بدين صورت مطرح ميشود كه به اين وسيله سه شكل با سه رنگ اصلي، مفهوم و بيان يكديگر را تقويت مي‌كنند و ارزش يكديگر را چه از نظر ِحسي و چه از نظر ذهني گويا تر مي‌كنند. (رضایی،1373،ص21)
مربع: شكل مربع مبين مادّه، وزن و حدود شخصي است. مربع سمبل ماديّت و داراي سنگيني و سختي است. مربع در خط هيروگليف براي نمايش زمين به كار مي ‌رفته است. خصوصّيات مربع سمبل مادّيت بودن، سنگيني، سختي، داشتن وزن و حدود مشخص است با رنگ قرمز موافق است و وزن و تاريكي قرمز با زيبايي و سختي مربع برابر مي‌كند.
مثلّث: شكل مثلّث حالت جنگجويي، حمله و تَعرض را معني‌ مي‌دهد و با رنگ زرد برابر است. به همين صورت به علت وجود انواع زردها آنها نيز با انواع مثلّث‌ها، برابري مي‌كنند. مثلاً زرد طيف خورشيد با مثلّث متساوي الاضلاع تطبيق مي‌كند. زردهاي سبز گونه با مثلّث‌هاي تند و ايستاده برابرند. ايستاي خط عمودي با رنگ زرد تشديد مي‌شود. همچنان كه رنگ زرد، مثلّث، تندتر، مُشعشع‌تر، آزار دهندهتر و هيجان آورتر است، شعله و شراره از دگرديسي‌هاي مثلّث زرد به وجود مي‌آيد.
دايره: در شكل دايره حركت پايدار و دوراني را در روي سطح مشاهده مي‌كنيم. با ديدن دايره به انسان احساس آرامش دست مي‌دهد. دايره با توجّه به حركت نرم و صافي كه دارد به عنوان سمبل روح و روان به كار مي‌رود. رنگي كه با دايره و خصوصّيات آن برابري مي‌كند. رنگ آبي شفاف است، ايجاد آرامش مي‌كند و مانند دايره عميق و فضاي معنوي دارد. آبي رنگ افقهاي دور است و در عين حال خوگرا و گيرا است، شكل دايره با حالت دوراني كه دارد با چرخش خود بيننده را به درون و مركز مي‌كشاند. در رنگ آبي چنين خصوصيّت جذّابي ديده مي‌شود .(رضایی،1373،ص22)
2-13 وسايل تأكيد فرم (مزاج رنگ)
خواص رنگ را در تقويت و تأكيد فرم به خاطر بيان حالتي ويژه مي‌توان مزاج رنگ ناميد. هنرمند به طور حتم اين عمل متمّم بودن فرم و رنگ را بيشتر به طور ناخود آگاه مورد استفاده قرار مي‌دهد تا خود آگاه. يك فرم گرد خوشايندِ گرم را مي‌توان با رنگي به همان گرمي نظير قرمز يا نارنجي تقويت نمود و مورد تأكيد قرار داد. نظريه‌ي استفاده از مزاج رنگ را مي‌توان در دوره‌هاي مختلف تاريخي به خوبي مشاهده كرد. دوران گوتيك كه مَسك نفس يا خود داري از شهوت را مورد حمايت قرار مي‌داد و تقريباً عذر وجودِ خوشي حيات و زندگي را خواسته بود به طور مكرّر رنگهاي سرد را براي تأكيد فرم‌هاي تيز، گوشه ‌دار و ميخ مانند معماري، مجسمه و حروف الفبا با استفاده از رنگهاي درخشان و اميدوار كننده پرتوي از نوري بي‌ نظير تاباند. نمود شفافيّت نور و رنگ توسط نقّاشان و معماران در بسياري از زمينه‌ها نظير ايجاد روزنه‌ها در ساختمان براي ايجاد نوعي پرسپكتيو اتسمفري مورد جستجو قرار گرفت. از سايه روشن‌هاي نزديك نما و دور نما براي ايجاد احساسي از فضا استفاده شد. نمود حجمي نور نيز در حجم پردازي كه ظاهراً مورد نظر يك كار هنري و يا ديزاين را براي بيننده مشخّص مي‌كند به خوبي شناخته شد. تجاربي در زمينهي نورپردازي انتزاعي صورت گرفت. (مه یر،1382، ص88)
انتخاب مثلاً سه اثر هنري از نقّاشان مشهور و درك اين كه آنها چگونه نور و رنگ را مورد استفاده قرار داده‌اند بسيار مفيد خواهد بود. با نگاه كردن به لباس شخصي قادر مي‌شويد در مورد رنگهاي كروماتيك و آكروماتيك و همچنين تونها، درخشش و خلوص آنها به چيزهايي برسيد.
تجارب رنگي براي نقّاش و طراح آينده در بر آوردن نيازهاي تكنيكي، تجارب با ارزشي هستند که در پيشرفت توانـايي‌هاي خلاق ياري بخشند، امّا تنها با شيوه‌ي درك مستقيم و خود به –خود (برعكس منطق) كه تجارب رنگي وسيـله‌ي بيان هنري واقعي و يا وسيـله‌اي از احساس رنگي واقعـي مي‌گردد. (مه یر،1382، ص89)
2-14 رنگ‌هاي تأثيرگذار و رنگ‌هاي تأثيرپذير
رنگ‌هاي خالص و رنگ‌هاي تندِ سفيد آميخته اغلب تأثير گذارتر و رنگ‌هاي ملايم تأثير پذيرتر به حساب مي‌آيند. اين امر درباره‌ي پس تصوير كنتراست همزماني وكنتراست مكمّل صدق مي‌كند. رنگهاي درخشان‌تر رنگ‌هاي ملايم‌تر را تحت تأثير قرار مي‌دهند. پس تصوير اساساً به محرك رنگي قوي نياز دارد. حتّي دقيقترين و با برنامه‌ترين تلاش را هم كه ايجاد پس تصوير با رنگ‌هاي ملايم به كار ببنديم به نتيجه نخواهيم رسيد، زيرا چشم در حالت استراحت است و احتياجي به ايجاد فامهاي نا موجود ندارد. كنتراست همزماني به حضور يك فام و يك ناحيه آكروماتيك در كنار آن احتياج دارد هرچه رنگ‌هاي تحريك كننده درخشانتر يا كروماتيك‌تر باشند نمود قويتري روي سطح آكروماتيك ايجاد مي‌شود. پس كنتراست همزماني چه فام بسيار اشباع شده باشد چه نباشد اتّفاق مي‌افتد. كنتراست مكمّل زماني اتفاق مي‌افتد كه جزئيترين رابطه‌ي مكمّلي بين فامها وجود داشته باشد. يك رنگ ملايم كه به تنهايي خاكستري ديده مي‌شود، وقتي كه كنار رنگي به همان اندازه ملايم و شامل گرايشي به فام متضادش قرار بگيرد داراي يك فام قابل تشخيص مي‌شود. هيچ رنگي روي يك زمينه از تأثير پذيري از آن زمينه در امان نيست. يك نمونه ظاهراً قرمز اوّليه خالص اگر روي زمينه‌هاي قرمز ديگر با تفاوت جزئي با آنها قرار بگيرد با كنتراستي كه با آنها ايجاد مي‌كند بيشتر بنفش يا نارنجي به نظر خواهد رسيد. رنگ‌هاي مركب مانند: رنگ‌هاي ثالث، بيشتر در معرض تغيير يا تأثير پذيري ناشي از محل جايگيري قرار دارند. زيرا هر چه يك رنگ عناصر بيشتري را شامل شود، امكان اينكه عنصر مشتركي با رنگ ديگري داشته باشد بيشتر است. رنگ‌هاي مركّب بيشتر دچار تغيير مي‌شوند. زيرا امكان بيشتري براي تغيير دارند. امّا بايد در نظر داشت كه این تغييرات از تغييرات رنگ‌هاي ساده‌تر شديدتر نيستند. (گروسی فرشی،1380،ص93)
2-15 اثر فضاي رنگها
به آنچه كه جوانب و واكنش‌هايي مختلف رنگ را در بر مي‌گيرد، فضا در رنگ گفته مي‌شود. اثر فضايي رنگها محلول عوامل گوناگوني است. نيرو و قدرت در مورد عمق آنها در خود رنگ نهفته است. (رضایی،1373،ص27) اين خصوصّيات در تاريكي و روشني، سردي و گرمي، درجه اشباع و يا ميزان وسعت سطوح رنگها موجود است. اثر بُعد و فضاي رنگها را مي‌توان با كنار هم قرار دادن آنها ايجاد كرد. در صورتي كه شش رنگ، زرد، نارنحي، قرمز، بنفش، آبي و سبز را پهلو به پهلوي هم بدون فاصله در روي زمينه‌ي سياه قرار دهيم، رنگ زرد رو به جلو مي‌آيد و سایر رنگها در فاصله‌ي دورتري قرار مي‌گيرند. جلوترين رنگ در اين مجموعه رنگ زرد است، در حالي كه بنفش، در دورترين فاصله قرار گرفته است. ساير رنگها نيز در فاصله‌ي بين اين دو رنگ خود نمايي مي‌كنند. در اينجا زمينه اگر سفيد باشد به سنگيني و عمق رنگها مي‌افزايد. (رضایی،1373،ص28) اثرات فضايي رنگها در تضاد كيفيّت مؤثّر است. اثرات سطوح رنگها نيز در اثرات فضايي رنگها و عمق آنها دخالت دارند. (رضایی،1373،ص31)
2-16 جلوه‌هاي فضاي رنگ‌ها
كيفيّت رنگ تعيين مي‌كنند كه ما اشيايي را به صورت بزرگتر يا كوچكتر نزديك شونده، يا دور شونده ببينيم. برخي رنگ‌ها داراي خصلت‌هاي ذاتي جلوتر يا عقب‌تر هستند. يك شرط اصلي در فهم اينكه رنگ‌هايي با حالت نسبي در فام و درجه خلوص چگونه نسبت به يكديگر عقب‌تر يا جلوتر مي‌روند اين است كه عوامل ديگر همگي يكسان باشند. (هولتزشوهه،1385،ص76)
فام رنگ‌هاي گرم نسبت به رنگهاي سرد جلوتر ديده مي‌شوند. اگر پاي راست تان كفش قهوه‌اي و پاي چپتان كفش سبز داشته باشد پاي راستتان بزرگتر به نظر خواهد رسيد. درجه خلوص رنگ‌هاي با اشباع بيشتر جلو مي‌آيند رنگ‌هاي ملايم عقب مي‌روند يك فيل صورتي بسيار بزرگتر و نزديكتر از يك فيل خاكستري به چشم مي‌خورد. تيره روشني اجسامي كه رنگ روشن دارند بزرگتر از همان اجسامي كه رنگ تيره دارند. به نظر مي‌رسند يك خرس سفيد بزرگتر و نزديكتر از يك خرس سياه كه در كنارش ايستاده به نظر مي‌رسد. (هولتزشوهه، 1385،ص77)
2-17 رنگ كاهشي، افزايشي
تقریباً تمام رنگ‌هایی که توسّط چشم دیده میشوند، میتوانند با سه رنگ اصلی به صورت کاهشی یا افزایشی بازسازی شوند. سیستم افزایشی با اضافه کردن نور به یک زمینهی سیاه، و سیستم کاهشی با استفاده از رنگ دانه‌ها و به صورت گزینشی جلوی نور سفید را میگیرند. این دو سیستم به ما در درک نحوه‌ی بازسازی تصویر کمک میکند. ابزارهایی که از سیستم سه رنگ اصلی (کاهشی یا افزایشی) استفاده میکنند میتوانند بیشترین تنوع رنگی را بازسازی کنند. بعضی مانند مانیتور از نورهای رنگی و سیستم افزایشی برای بازسازی رنگ استفاده میکنند. (RGB) بعضی مانند پرینتر از دانه‌های رنگی و سیستم کاهشی (جذّب نور) برای بازسازی رنگ‌ها استفاده میکنند. (CMYK) سیستم‌های کاهشی به خاطر وابستگی به نور برای رؤیت، آسیب پذیرتر هستند. به همین دلیل پرینتر‌ها به یک نور محیطی استاندارد



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید